السلام علیک یا امام دهم

بسم الله الر حمن الر حیم

السلام علیک یا امام دهم

شلمچه عزیزم تقدیم می دارد

میلاد مبارک اقا امام دهم ع و ده مبارک امامت و ولایت و هفته نیروی انتظامی مبارک باشد بر تمام دوستداران خدای مهربان

با سلام وهزاران شکر و سپاس ای خدای قادر متعال ترا در شام میلاد حضرت امام هادی می خوانمت قسمت به حرمت ان امام مهربان ان امام تمام خوبیها اهل تقوی با خدا خدا ترس مهربان تربیت کننده خوب با فکر و عقل سیاست بالا با فهم و شعور مانند بقیه امامان ع دلسوز ومهربان در محفل و مجلسی که وارد می شد همه چنان نظرشان متو جه ان بزرگوار می شد گویا حضرت امیر المومنین ع است همیشه در مجلسها دستش به سینه اش بود به ادب تشویق کننده خوبی بو.د از علم وادب وخدا شناسی تک بود فدای مظلومیتش بگردم پدری مهربان دلسوز ارام با ادب پیشی در سلام مخصوصا در خانه و کوی وبرزن و محفلها وارد مسجد که می شود نام صلوات طنین انداز مجلس می شد مولا جانم منم امشب شادی روحت هزاران ختم صلوات می فرمود بوی محمد امد صل علی محمد یاد نام محمد صلی علی محمد  بوی مهر و نسبی بوی گل محمد صل علی محمد صلوات بر محمد یارب به یاربهای وقت وبی وقتش به نماز و قنوت و سجود راز و نیاز و تلاوت قرانش قسمت می دهم به چشمان اشکبارش به دعاهای گیرایش دعایم را از بهر فرج مهدی وهمه مستجاب نما بشنیدم یارب از باباب مهربان که رسیده بود از نسل بر نسل به ان که روزی مولا هنگام اذان وارد مسحد شد تا شنید گلبانگ اذان فرمود صدای اذان امد بگوشم یا محمد گمانم کنارم روی منبر تو ای صدای اذان بلالت بوی خوش اذان صل علی محمد صلوات بر محمد یارب به گلبانگ اذان بلال واقا رسول الله فرج مولا را رسان تمام بیماران را شفا لطف فرما هر که هر گره در کاری مشکلی دارد حل نما یارب نجات تمام زندانیها و رفع اشکال تمام حل مشکل همه در دنیا هیچ زندانی نباشد همه خوب و دوری از تمام گناهان و کار ها روی عقل یارب واسطه دعایم شهدا دستمان بگیر به به دهه امامت و ولایت اشتی با خدای مهربان وعهد دوباره اشتی برای انهای که ترس خدا در دل ندارند اشتی نماید خدا بزرگ مهربان است با وجود مهربانی قهار وجبار هم است بترسید دوری از تمام گناهان فکر ننماید خدا همه کار ها چیزها را می داند وای اگر خدا نبخشد جانم فدای خدا نشانه انسان خدا شناس رحم ترس خدا سیاست خدا دستگیری پیشگیری همیاری همکاری هیچ چیز از خدا پنهان نیست تمام کار ها زیر ذره بین خدا پس به خود اید توبه شکر یادتان نرود سلام مولا جانم نمی دانم سر گشته کوی تو باشم یا دل تنگ روی تو باشم خدا دو بالی بده تا پرواز گیرم همره مولایم هر کجا خواهد جا بگیرم دلم جا نمی گیرد گم گشته کوی تو باشد ندانم در کدامین روز و ساعت و وقت و شهر کجا گردم کجا جویم ترا دلبرم یا مهدی ادرکنی چرا باید بعضی از کارهای چشم انتظارانت شود باعث زندانی غیبت تو بیا تا یک دمی در دورانی که مایم باهم نشینیم مگر مولا جانم ما تا قیامت زنده هستیم تو که نمی دانم شاید تا قیامت زنده باشی اما بودند هزاران که مشتاق دیدار اشکار تو بودند نیامدی و برفتند جان لاقل در دورانی که مایم بیا می شنوم فقط شکری در خیالم گمانم هستی کنارم تا

بر می گردم

 نگاهم نه صدای نه خبر از دیدار تو سرورم جانم منم می گویم با تو عزیزم شکر تمام سربند ها رنگا رنگ بر پیشانیها پوتنینها بپا دلم ارام نمی گیرد ندانم در کدامین نقطه دنیای جان مولا بیا بیا همه مشتاق دیدار تو باشند گمانم می خواهی بفرمای هنوز چشم انتظارانت درست عاقل نشده ان داری درست می فرمای زمانی عاقل باشیم همگی که همگی دور از تمام گناهان گمانم می فرمای دل تنگ می شوی نمی دانی به کجا روی که بوی گناه نباشد عزیزم گناهکاران انگشت شمارند یقین دانم که حتما ندانم کارند نه سیاست بالا دارند نه درست خدا را می شناسند اگر رحم و ترس خدا در دل باشد به خدا هر گز حتی کو چکترین گناه نباشد خوشا دلی دکه پاک از تمام چیزهای منفی باشد خوشا دلی وفکری و عقلی .و ذهنی که فقط نور خدای داشته باشد جانم نماز که مانند برگ ریزان گناهان را می ریزد جانم دعا که فرشته گانها را به شوق می اندازد جانم دعا که با بیان و نوشتن دربهای اسمان باز می شود خدا را قسم به خودش تمام درهای بسته روی بند گانها دربها باز گردد تمام انسانها نجات از تمام گناهانیقین دانم گناهکار نداند گناه چیست چون شاید در گناه بزرگ شده باشد خوشا دلی که زبانی که راهنمای نمایند بند گانهای خدا را خوشاانسانهای  که انسانهای دیگر را از خود حساب نماید یاری و کمک نماید خوشا انهای که هوشیار ترند فکر پیشگیری بیشتر تمام گناهان از ندانم کاری است اگر دختران گل مهربان که قلبهای مهربانی در کشور وجهان اسلام دارند با خود بگویند ما به وضع ظاهریمان تو جه خوب می نمایم دور از چشمان نا محرمان لباس مناسب وضعی که شایسته خودمان باشد اگر دوستمان دارند پسران خودمان شخصیتمان را نه وضع ظاهریمان را هر که خودش باید پلیس و معلم و هوشیار راهنمای خود باشد انسان اول باید خودش را بشناسد بعد خدای خودش را اگر جوانان و نو جوانان و مردان گل با خود بگویند ما وضع ظاهریمان را فقط برای شخصیت انسانی که بوی خدای دهد هر که ما را دوست دارد باید شخصیتمان برایش مهم باشد نه وضع ظاهریمان انسان خوب و با شخصیت باید چه جنس مونث چه مذکر خدا را در نظر گیرد دوری از تمام گناهان

امیدوار دلشاد پر جنب و جوش باشید وفا عهد خدا ترسی توبه شکر پیشگیری یادتان نرود بجای در قهوه خانه ودود قلیان تفریحی سالم ورزش کار قدم زنان جای ان چند دقیقیه دود در ریتان نمودن مطالعه انقدر سر گرمیهای خوب است

سلام بر دلاور مردان عزیز که درس از مولا علی ع گرفتند وچه جانانه تا اخرین نفس برای خدا سلام ودرود بر تمامی دلاور مردان قهرمان از امامانع تا شهیدان سلام بر تک تک یاد گاران شهیدان وهشت سال دفاع مقدس سلام بر جا جاهای پاهای رزمند گانها سلام بر انهای که از زندگانی مولا حضرت علی ع درس عبرت گرفته و الگو خود در زندگی قرار داده اند سلام بر انهای که نماز را به پا می دارند سلام بر تمام تک تک عزیزان مرزنشینان دلاور سلام بر تک تک رزمند گانها سلام بر انهای که اسایشگاها چشمشان به دعای من و شماهایند سلام بر اقا امام هادی ودل مهربانش ودست با برکتش سلام بر شلمچه عزیزانم به گوشم هستید ای هوشیاران دلاور سلام بر کردستان ای هوشیاران دلاور سلام بر علی بن مهزیار و همه عزیزان و دلاور مردان و زنان هشت سال دفاع مقدس سلام ودرود خدا بر تمامی ثوابکاران وخیر خواهان و نیکو کاران و خدا شناسان سلام بر زنان و دختران گل که سنگر حجاب را پاس به حرمت خون شهیدان عزیزر سلام بر پدران ومادران دلاور ومهربان که فرزندانشان را درک می نمایند سلام بر قدریر سلام بر اقا رسول الله ص سلام بر تمامی انهای که حرمتدار غدیر خمند سلام بر ثواب کاران ونیکو کاران سلام بر شهدا سلام بر پدران ومادرانی همه انهای که عزیزانی داشته اند از دست داده اند شادی روح تمامی پیامبران امامان ع شهیدان حضرت امام و دو فرزند و همسرش  پدران مادران امواتهای همعه و من حقیر هزاران گل ختم قران و صلوات نثار روحشان خیرتان نام برد گانهای که دستشان از دنیا کوتاست وهمچنین امام دهم وحضرت علی ع  دهانتان خشبو خواندن سوره حمد و صلوات

از امشب تا  دهه اول ماه محرم عزیز دویست ملیون ذکر صلوات و صدوبیست میلیون ختم قران نثار روح پیامبران امامان ع شهیدان امواتهای همه ومن حقیر صلوات

اللهم صل علی محمد وال محمد اللهم کل فر جهم

تا سلامی دیگر به خدای بزرگ می سپارمتان التماس دعا در همه جا مواظب همدیگر باشید دوستتان دارم منظوری ندارم دوست دارم جز خوبان همه باشید چرا که خدا خوب است

 


|لينک ثابت| نوشته شده توسط شقایق شلمچه در شنبه 19 مهر1393 و ساعت 3:52 قبل از ظهر |  
مراسم قالیشویان مشهد اردهال کاشان

بنام خدا

مراسم قالیشویان مشهد اردهال کاشان

مراسم سنتی مذهبی قالیشویان از سنت‌های چند هزار ساله است که در دومین جمعه مهرماه هر سال در مشهد اردهال کاشان برگزار می‌شود.

مراسم قالیشویان نمایش واقعه شهادت سلطان علی بن محمد باقر (ع) در سال ۱۱۳ هجرت در سزمین مشهد اردهال و نحوه به خاکسپاری این امامزاده جلیل القدر توسط اهالی فین کاشان است که هر ساله با تعصب و غرور خاصی معمولا در یکی از روزهای میان نهم تا پانزدهم مهرماه برگزار می‌شود که به روز قالیشویان معروف است.

هر گاه این جمعه با یکی از روزهای سوگواری و جشن مذهبی، یا با یک رویداد برجسته تاریخی و سیاسی همزمان بشود، مراسم در همان هفته بر پا می‌گردد.

یک هفته پیش از مناسک قالیشویان، معمولا در نخستین جمعه از فصل پائیز، مراسم جار در کاشان بر گزار می‌گردد . این جمعه که در میان کاشانی‌ها به جمعه جار معروف است، روز فراخوانی مردم به مراسم قالی‌شویی در مشهد اردهال است.

جمعه جار پیام‌آور فرا رسیدن سالروز شهادت شهید دشت اردهال، امامزاده مظلوم ، حضرت سلطان علی بن امام محمدباقر (ع) و روز موعود برای گرد همایی طایفه فینی است

هر سال در روز جمعه جار، چند جارچی در محلات فین و محله بازار کاشان و روستای خاوه از روستاهای کاشان راه می‌افتند و گشت‌زنان به روش و سنت آبا و اجدادی خود با بانگ بلند و آوازی خاص ندا در می‌دهند و مردم را از فرا رسیدن روز موعود قالیشویان و هفته زیارت امامزاده سلطان علی (ع) آگاه می‌کنند.

 

خبر جمعه قالیشویان به سرعت دهان به دهان میان مردم همه قشرها و بازاریان و پیشه وران و دستفروشان می‌گردد و در کمتر از یکی دو روز در همه شهرها و دهات از جمله شهرهای نطنز ، قم ، محلات، ساوه، دلیجان، یزد، آشتیان و اصفهان پراکنده می‌گردد جارچیان با رساندن این پیام، همه مردم، به ویژه زائران و فروشندگان صاحب نذر را که باید هر ساله در قالیشویان شرکت داشته باشند، به تکاپو و فراهم کردن اسباب و توشه زیارت و تهیه جا و مکان برای سکونت در مشهد اردهال وا می‌دارند.

تکاپوی سفر بیش از همه قشرها در میان کاسبکاران و بازاریان چشمگیر است. بازاریان و فروشندگان برای عرضه و فروش کالاهایشان در مشهد اردهال با یکدیگر به رقابت می‌پردازند و می‌کوشند تا هر یک پیش از آغاز مراسم غرفه‌ای یا حجره‌ای مناسب در بازار چه و یا صحن پاپک و یا صحن‌های دیگر به دست آورند.

 

تعیین روز قالی‌شویی و اعلام آن به مردم به عهده ستاد برگزاری مراسم سنتی مذهبی قالیشویان فین است. این گروه روز مراسم قالی شویان را معمولا در دومین جمعه پائیز تعیین می‌کنند.

این مراسم جار طبق سنت قدیم هنوز در منطقه پابرجا و انجام می‌گیرد. اشعاری که جارچیان می‌خوانند اشاره به فرا رسیدن سالگرد واقعه شهادت امامزاده و لعنت‌هایی که به دشمنان و قاتلان امامزاده می‌فرستند، دارد. این اشعار این است:

یا ای مستمع بر این وصیت شور و غوغا کن

فغان و ناله بر سلطانعلی فرزند زهرا کن

به سال ۱۱۳ هجرت شیعیان خاص

روان گشته بر سوی مدینه از سر اخلاص

برفتن در مدینه خدمت آن خسرو خوبان

بگفتند ای امام پنجمین ای رهبر جانان

نداریم پیشوائی یا محمد رحم بر ما کن

یکی از نور چشمانت روان در همراه ما کن

امام پنجمین فرمود چرا از دیده خونبارید

یقین از اهل فین و مردمان چهل حصارانید

یکی از نور چشمانش همره آنها روان کرد

که نامش حضرت سلطانعلی(ع) نوباوه زهرا

سه ساله آن شاه زاده بود اندر اردهال و فین

بهار در خاوه بود آن زمستان در دیار فین

لشگریان قد علم کردند بهر قتل آن سرور

به نام حارث ملعون و زرین کفش بد اختر

گرفتن دور آن خسرو لب تشنه از هر سو

که این شه‌زاده دارد زور و بازوی علی اکبر

بیادم آمد آن وقتی که گفت باد صبا یکدم

سلام از من رسان بر اهل فین بر گو به یارانم

اول به خدای حی داور صلوات

دوم به رسول حی سرمد صلوات

سوم به علی و یازده فرزندش

بر زاده پاک نور احمد صلوات

در کرببلا به شمر ملعون لعنت

بر حارث زرین کفش و زید رافیون لعنت

از بهر جفا بر شمر ملعون لعنت

در کرببلا به پاک مردان صلوات

اگر خسته جانی بگو یا علی

اگر ناتوانی بگو یا علی

به رفت سوی مشهد اردهال

به یاری یار خدا یا علی

در روز جمعه قالی شویان دهها هزار تن زن و مرد از شهرها و روستاهای ایران، بخصوص از آبادی‌های حاشیه کویر، برای حضور در مناسک قالی شویان و تماشای آداب آن در مشهد اردهال گرد می‌آیند.

حاشیه‌نشینان کویر این منطقه از ایران حضور در مناسک قالی شویان و زیارت امامزاده سلطان علی (ع) را در آغاز هر پاییز از فرائض مذهبی خود می‌انگارند. این زائران مومن ثواب زیارت امامزاده و حضور در مراسم قالیشویان را با زیارت مرقد مطهر جد بزرگوارش، حضرت امام حسین علیه السلام و حضور در کربلا برابر می‌دانند.

مراسم اینگونه آغاز می‌شود که پس از سخنان خطیب، یکی از ریش سفیدان یا روحانی اهل فین کاشان اعانه‌ای را که از فینی‌ها جمع کرده است به عنوان هدیه و شیرینی به متولی یا سرپرست خادمان آستانه می‌دهد و درخواست آوردن قالی مخصوص امامزاده شهید را از آستانه مبارک حضرت امامزاده سلطان علی (ع)می کند. خادمان یک تخته قالی پیچیده شده را که رویش یک تکه پارچه سبز کشیده‌اند، از داخل حرم امامزاده بیرون می‌آورند و به بزرگان فینی می سپارند.

جوانان فینی با دیدن قالی به شور و هیجان می‌آیند و با بانگ و فریاد “یا حسین، یا حسین ” برای بدست آوردن قالی به سوی آن هجوم می‌آورند و آن را از بزرگان فینی می‌گیرند این قالی سمبل جنازه مطهر امام زاده است و قالی شویان همانند جسدی که می‌خواهند به خاک بسپارند.

از آنجایی که به خاک سپاری امامزاده توسط مردم فین کاشان صورت گرفته لذا در طول مراسم حمل قالی که تمثیلی از پیکر حضرت است غیر از اهالی فین کاشان هیچکس دیگری حق دست زدن به قالی را ندارد و تنها با عزاداری و سینه‌زنی می‌توانند جمع قالی‌شویان را همراهی کنند.

جوانان در پناه انبوه مردان چوب به دست (چوب به عنوان سلاح رایج در آن زمان بوده است) قالی را در حالی که گاهی بر روی دوش و گاهی بر روی دست دارند، از میان جمعیت می‌گذرانند.

*تشییع‌کنندگان از همان راهی که آمده بودند با “قدم سعی ” یعنی با گام‌هایی تند و شتابان و گاهی دوان دوان و با هیاهو و ولوله، قالی را به سرچشمه نهر شازده حسین، در میدان مقابل زیارتگاه می‌برند. با قدم سعی در بردن قالی را به سر آب تمثیلی از کوشش هاجر به رساندن اسماعیل به چشمه آبی در صحرای خشک و تفیده مکه گرفته‌اند.

در پیشاپیش دسته حاملان قالی، مردی میان سال از اهالی چهل حصاران کاشان، سوار بر اسب حرکت می‌کند. این مرد با خود یک جانماز ترمه را در حالی که بر روی شانه راستش گذاشته، حمل می‌کند. این جانماز را مظهر و نمادی از جانماز حضرت امامزاده سلطان علی می‌دانند و این مرد چهل حصارانی از نوادگان جانمازدار حضرت به شمار می‌رود.

در پی حامل جانماز، گروهی از مردم اهل روستای خاوه کاشان در جلو قالی عزاداری کرده و علمی را که با پارچه‌های سبز پوشیده شده است، می‌کشند. فینی‌ها و دسته حاملان قالی نیز به دنبال علم با بانگ “الله اکبر ” و “حسین، حسین ” گویان راه می سپارند و پیاپی چوب‌هایشان را در هوا تکان می‌دهند.

گروهی از جوانان فینی در تمام مسیر همگام و همراه با دسته حرکت می‌کنند و گذرگاه را برای گذر دسته باز نگاه می‌دارند. در طول راه، سلاخان گوسفندان یا گوساله‌هایی را که صاحبان نذر، گوشت یا خون آنها را نذر کرده‌اند، پیش پای حاملان قالی ذبح و قربانی می‌کنند.

گرد و غباری که از زیر گام‌های کوبنده و شتابان جوانان فینی به هوا بر می‌خیزد، بسان سپاه خشمگینی می‌ماند که به قصد انتقام و خونخواهی به قلعه و دژ دشمن حمله کرده‌اند.

جوانان با چوب های چرخان در آسمان، همچون امواجی در پس این پرده غبار ، خیزان و پویا پیش می روند تا خود را به سرچشمه آب برسانند. قالی‌کشان قالی را در کنار نهر روی زمین می‌گذارند و دور آب، حلقه می‌زنند و چوب‌هایشان را پیاپی در هوا تکان می‌دهند. در این هنگام، یعنی پیش از آداب شستن تمثیلی قالی امامزاده، مراسم لعن‌خوانی بر دشمنان حضرت انجام می‌گیرد.

پس از پایان آداب شست و شو، قالی را دوباره به دوش می‌گذارند و از گذرگاهی در پای کوه اردهال که به در شرقی آستانه امامزاده منتهی می‌شود، به صحن سردار یا صحن فینی‌ها می‌برند. در بازگرداندن قالی به آستانه، اهالی روستای خاوه کاشان و شماری از فینی‌ها در دسته‌ای پیشاپیش حاملان قالی و فینی‌های چوب به دست، سینه می‌زنند و آرام و سنگین نوحه می‌خوانند و دم می‌گیرند. چوب به دستان در تمام طول راه با تکان دادن چوب‌هایشان و نهیب و تهدید مردم را از نزدیک شدن به قالی و دست زدن به آن دور و باز می‌دارند.

در صحن سردار (عامر بن ناصر)، فینی‌ها چوب به دست چند دور در حیاط صحن و در پیرامون چوب می‌گردند. بعد،قالی را به بالای صفه در ایوان بقعه می‌برند. در ایوان ، چند تن از بزرگان مردم فین و خاوه که درانتظار قالی هستند به سوی حاملان قالی پیش می‌روند که قالی را بگیرند، لیکن جوانان از تحویل دادن قالی سر باز می زنند و با تکان دادن چوب هایشان بزرگان فینی و خاوه ای را از نزدیک شدن به قالی دور می کنند. سرانجام پس از کشمکش های بسیار و در لحظه هایی حساس و پرهیاهو و در زیر بانگ و فریاد “حسین ، حسین ” و “الله اکبر، الله اکبر “، بزرگان فینی قالی را از جوانان می‌گیرند و به نمایندگان خاوه‌ای تحویل می‌دهند. خاوه‌ای‌ها قالی را با تشریفات و احترامی خاص به داخل حرم می‌برند و به خدام آستانه تسلیم می‌کنند.

مراسم قالی‌شویان در حدود ساعت یک بعد از ظهر در فضایی آکنده از غم و افسوس و در برابر هزاران چشم اشک آلود پایان می‌یابد.

حضرت سلطان علی بن امام محمد باقر (ع) به درخواست مردم کاشان به عنوان نماینده آن امام معصوم جهت ارشاد مردم به این منطقه هجرت می‌کنند.

زمانی که آن حضرت برای رهایی از گرمای طاقت فرسای کاشان به منطقه مشهد اردهال می آید دچار حیله دشمنان می‌شود و قبل از رسیدن مردم روستای خاوه، چهل حصاران و فین کاشان بسیار مظلومانه به شهادت می رسد و مانند اباعبدالله حسین (ع) سر مبارکش را از تن جدا می‌کنند.

مراسم تشییع و خاکسپاری آن حضرت توسط اهالی فین کاشان در حال که چوب به دست برای حمایت او آمده بودند، انجام می شود و مراسم قالی شویان نمایش آن واقعه است.


|لينک ثابت| نوشته شده توسط شقایق شلمچه در شنبه 12 مهر1393 و ساعت 4:25 قبل از ظهر |  
روزشمار حرکت حضرت مسلم به کوفه تا شهادت

بنام خدا

روزشمار حرکت حضرت مسلم به کوفه تا شهادت

15 رمضان 60: رسیدن هزاران نامه دعوت به دست امام،سپس فرستادن مسلم بن‏ عقیل به کوفه برای بررسی اوضاع

5 شوال 60: ورود مسلم بن عقیل به کوفه،استقبال مردم از وی و شروع آنان به بیعت

11 ذی قعده 60: نامه نوشتن مسلم بن عقیل از کوفه به امام حسین و فراخوانی به ‏آمدن به کوفه

8 ذی حجه 60: دستگیری هانی،سپس شهادت او، خروج مسلم بن عقیل در کوفه با چهار هزار نفر،سپس پراکندگی‏ آنان از دور مسلم و تنها ماندن او و مخفی شدن در خانه طوعه. تبدیل کردن امام حسین‏«ع‏» حج را به عمره در مکه، ایراد خطبه برای مردم و خروج از مکه همراه با 82 نفر از افرادخانواده و یاران به طرف کوفه.

9 ذی حجه 60: درگیری مسلم با کوفیان،سپس دستگیری او و شهادت مسلم  بر بام‏ دار الاماره کوفه  (1)
شناسنامه حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام

جناب مسلم بن عقیل بن ابی طالب بن عبدالمطلب بن هاشم برادرزاده حضرت علی علیه السلام است. مسلم همسر رقیه دختر حضرت علی علیه السلام است که مادرش کلبیه بود. وی  به سال 60 ه.ق شهید گشت و از اجله بنی هاشم و کسی است که سید الشهداء او را به لقب ثقه ملقب فرموده. وی صاحب رأی و علم و شجاعت بوده و در مکه اقامت داشت. چون مردم کوفه اطاعت خود را نسبت به امام حسین علیه السلام اعلام داشتند. حسین بن علی او را روانه کوفه ساخت که به نام آن حضرت از اهالی کوفه بیعت بگیرد . اما یزید، عبیدالله بن زیاد را به حکومت کوفه فرستاد و عبیدالله مردم را از بیعت حسین علیه السلام منع و آنان را متفرق کرد و مسلم را به شهادت رساند. (2)
نامه های کوفیان

زمانی که دوازده هزار نامه با بیش از بیست و دو هزار امضا از طرف کوفیان به دست امام حسین علیه ‏السلام رسید، آن حضرت تصمیم گرفت به نامه ‏های ایشان پاسخ دهد. از این رو، نماینده ‏ای از طرف خود برای بررسی اوضاع و سنجش روحیه مردم به کوفه فرستاد. به این منظور، نامه ‏ای برای ایشان نوشت و مسلم بن عقیل، عموزاده و شوهرخواهر خویش را به عنوان سفیر و نماینده به کوفه فرستاد.

مأموریت خطیر مسلم در سفر به کوفه، تحقیق درباره این بود که آیا عموم بزرگان و خردمندان شهر، آماده پشتیبانی از امام حسین علیه ‏السلام و عمل به نامه ‏هایی که نوشته‏ اند هستند یا نه؟ مسلم شبانه وارد کوفه شده، به منزل یکی از شیعیان مخلص رفت. خبر ورود مسلم در شهر طنین ‏انداز گردید و شیعیان نزد او رفت و آمد و با امام علیه ‏السلام بیعت می ‏کردند. در تاریخ آمده که دوازده، هجده و یا به نقل از ابن کثیر، چهل هزار نفر با مسلم بیعت نمودند. (3)
نامه مسلم در کوفه به امام حسین علیه السلام

مسلم پس از چهل روز بررسی اوضاع کوفه، نامه‏ ای به این مضمون به امام حسین علیه‏ السلام نوشت: «آنچه می ‏گویم حقیقت است. اکثریت قریب به اتفاق مردم کوفه آماده پشتیبانی شما هستند؛ فورا به کوفه حرکت کنید».  امام  که از احساسات عمیق کوفیان با خبر شده بود، تصمیم گرفت به سوی این شهر حرکت کند. (4)
ورود ابن زیاد به کوفه

ابن زیاد به همراه پانصد نفر از مردم بصره، در لباس مبدّل و با سر و صورت پوشیده وارد کوفه شد. مردم که شنیده بودند امام علیه ‏السلام به سوی آنان حرکت کرده، با دیدن عبیداللّه‏ گمان کردند آن حضرت وارد کوفه شده است. لذا در اطراف مرکبش جمع شده، با احساسات گرم و فراوان به او خیر مقدم گفتند. پسر زیاد هم پاسخی نمی ‏داد و همچنان به سوی دارالاماره پیش می ‏رفت تا به آنجا رسید. نعمان بن بشیر(حاکم کوفه) که گمان می ‏کرد او امام حسین علیه ‏السلام است، دستور داد درهای قصر را ببندند و خود از بالای قصر صدا زد: از اینجا دور شو. من حکومت را به تو نمی ‏دهم و قصد جنگ نیز با تو ندارم. ابن زیاد جواب داد: در را باز کن. در این لحظه مردی که پشت سر او بود صدایش را شنید و به مردم گفت: او حسین علیه‏ السلام نیست، پسر مرجانه است. نعمان در را گشود و عبیداللّه‏ به راحتی وارد دارالاماره کوفه شد و مردم نیز پراکنده گشتند. (5)
هانی بن عروه

مسلم می ‏دانست دیر یا زود عبیداللّه‏ کوچه به کوچه و خانه به خانه به دنبال او خواهد گشت و درصدد دستگیری و قتل او بر خواهد آمد. لذا تصمیم گرفت جای خود را عوض کند و به خانه کسی برود که نیروی بیشتری در کوفه دارد، تا بتواند از نفوذ و قدرت او برای ادامه کار و مبارزه با حکومت ستمگر استفاده کند. به همین منظور خانه هانی بن عروه را برگزید و هانی نیز به رسم جوان‏مردی، به او پناه داد. هانی بن عروه، از بزرگان کوفه و اعیان شیعه بوده، از اصحاب پیامبر (ص) به شمار می ‏آید. (6)
دستگیری هانی

پس از آنکه ابن زیاد از مخفی‏گاه مسلم به دست غلام خود باخبر شد، درصدد برآمد با زر و زور و تزویر، میزبان او، هانی را دستگیر کرده، زمینه را برای دستگیری مسلم و دیگر بزرگان فراهم سازد. هانی که میزبان مسلم بود، می ‏دانست عبیداللّه‏ قصد دستگیری او را دارد. لذا بیماری را بهانه کرده، از رفتن به مجلس او خودداری می ‏کرد. ابن زیاد چند نفر را طلبید و نزد هانی فرستاد. آنان سرانجام هانی را نزد ابن زیاد بردند. ابن زیاد با دیدن هانی به او گفت که با پای خویش به سوی مرگ آمده است و درباره مسلم از او پرسید. هانی منکر پناه دادن به مسلم شد. در این هنگام عبیداللّه‏ معقل، غلام خود را صدا زد و هانی با دیدن او، دانست که انکار سودی ندارد. عبیداللّه‏ با تازیانه بر سر و صورت هانی زد و صورت و محاسنش را از خونش رنگین نمود، سپس دستور داد او را زندانی کنند. (7)
طوعه زنی جوانمرد

مسلم، غریب و تنها در کوچه‏ های کوفه می ‏گشت. نمی ‏دانست کجا برود. افزون بر تنهایی، هر لحظه بیم آن می ‏رفت او را دستگیر کرده، به شهادت برسانند. به ناگاه در کوچه ‏ای، زنی را دید که بر درِ خانه ایستاده است. تشنگی بر مسلم غلبه کرد. نزد آن زن رفته، آبی طلبید. زن که طوعه نام داشت، کاسه آبی برای مسلم آورد. مسلم بعد از آشامیدن آب همانجا نشست. طوعه ظرف آب را به خانه برد و بعد از لحظاتی بازگشت و دید که مرد از آنجا نرفته است. به او گفت: ای بنده خدا! برخیز و به خانه خود، نزد همسر و فرزندانت برو و دوباره تکرار کرد و بار سوم، نشستنِ مسلم را بر در خانه‏اش حلال ندانست. مسلم از جای خویش برخاست و چنین گفت: من در این شهر کسی را ندارم که یاری ‏ام کند. طوعه پرسید: مگر تو کیستی؟ و پاسخ شنید: من مسلم بن عقیل هستم. طوعه که از دوستداران خاندان پیامبر (ص) بود، در خانه را به روی مسلم گشود و از او پذیرایی کرد. (8)
سخنان عبیداللّه‏ برای دستگیری مسلم

با آنکه مسلم تنها شده بود، ولی باز عبیداللّه‏ از ترس او و یارانش از قصر بیرون نمی ‏آمد. لذا به افراد خویش دستور داد همه جای مسجد را بگردند تا مبادا مسلم در آنجا مخفی شده باشد. آنان نیز همه مسجد را زیر و رو کردند و مطمئن شدند که مسلم و یارانش آنجا نیستند. سپس عبیداللّه‏ وارد مسجد شد، بزرگان کوفه را احضار کرد و گفت: «هر کس که مسلم در خانه او پیدا شود و او خبر ندهد، جان و مالش بر دیگران حلال است و هر کس او را نزد ما بیاورد، به اندازه دیه ‏اش پول خواهد گرفت». تهدید و تطمیع عبیداللّه‏ کارساز شد و بلال، فرزند طوعه، به دلیل ترس و به طمع رسیدن به جایزه، صبح زود وارد قصر شده، مخفی‏گاه مسلم را لو داد. عبیداللّه‏ با شنیدن این خبر، به محمد بن اشعث دستور داد به همراه هفتاد نفر مسلم را دستگیر کنند. (9)
امان دادن به مسلم و دستگیری او

مسلم در درگیری با سربازان عبیداللّه‏، حدود 45 نفر از آنان را از پای درآورد تا آنکه ضربه شمشیری صورتش را درید. با اینکه مسلم زخمی بود، باز هم کسی یارای مقابله با او را نداشت. آنان بر پشت بام‏ها رفته و سنگ و چوب بر سر مسلم ریختند و دسته‏ های نی را آتش زده بر روی او انداختند. ولی مسلم دست از جدال برنمی ‏داشت و بر آنها یورش می ‏برد. وقتی ابن اشعث به آسانی نمی ‏تواند مسلم را دستگیر کند، دست به نیرنگ زد و گفت: ای مسلم! چرا خود را به کشتن می ‏دهی؟ ما به تو امان می ‏دهیم و ابن ‏زیاد تو را نخواهد کشت. مسلم جواب داد: چه اعتمادی به امان شما عهدشکنان است؟ ابن اشعث بار دیگر امان دادنش را تکرار کرد و این بار مسلم به دلیل زخم‏هایی که برداشته و ضعفی که در اثر آنها بر او چیره شده بود، تن به امان داد. مرکبی آورده مسلم را دست بسته بر آن سوار کردند و نزد عبیداللّه‏ بردند. (10)
چگونگی شهادت حضرت مسلم

کشتن مسلم را به «بکربن حمران احمری‏» سپردند، کسی که در درگیریها از ناحیه سر و شانه با شمشیر مسلم‏ بن عقیل مجروح شده بود. مامور شد که مسلم را به بام «دارالاماره‏» ببرد و گردنش را بزند و پیکرش را بر زمین اندازد.

مسلم را به بالای دارالاماره می ‏بردند، در حالی که نام خدا بر زبانش بود، تکبیر می ‏گفت، خدا را تسبیح می ‏کرد و بر پیامبر خدا و فرشتگان الهی درود می ‏فرستاد و می ‏گفت: خدایا! تو خود میان ما و این فریبکاران نیرنگ‏ باز که دست از یاری ما کشیدند، حکم کن!

جمعیتی فراوان، بیرون کاخ، در انتظار فرجام این برنامه بودند. مسلم را رو به بازار کفاشان نشاندند. با ضربت‏ شمشیر، سر از بدنش جدا کردند، و... پیکر خونین این شهید آزاده و شجاع را از آن بالا به پایین انداختند و مردم نیز هلهله و سروصدای زیادی به پا کردند.


|لينک ثابت| نوشته شده توسط شقایق شلمچه در شنبه 12 مهر1393 و ساعت 4:21 قبل از ظهر |  
ازدواج حضرت علی ع وحضرت فاطمه الز هرا س و هفته دفاع مقدس و روز پنج مهر مبارک باد

بسم الله الر حمن الر حیم

السلام علیک یا حضرت امیر المو منین و یا حضرت فاطمه الزهرا س

ازدواج حضرت

علی ع وحضرت فاطمه الز هرا س و هفته دفاع مقدس و روز پنج مهر مبارک باد و گرامی می داریم

با سلام و هزاران شکر و سپاس ای خدای مهربان ای مهربانترین مهربانان ترا در بهترین روز ت ای مهربانترین مهربانان می خوانمت قسمت می دهم به ان ساعتی که به مادر مولا عی ع فرمودی  که وارد خانه تو شود برای به دنیا اوردن مولا علی قسمت می دهم به ان ساعتی که به حضرت مریم س فرمودی برو بیرون از شهر وتا حضرت عیسی  ع را به دنیا اورد به حرمت مولا سرور اقا علی ع قسمت می دهم به حرمت حضرت فاطمه الزهرا س قسمت می دهم به حرمت حضرت عیسی ع قسمت می دهم به حرمت اقا رسول الله ص و خاندان پاکش قسمت می دهم به حرمت شهیدان هشت سال دفاع مقدس قسمت می دهم به حرمت شهر ثامن ائمه قسمت می دهم به حرمت خون پاک تمام شهیدان قسمت می دهم به حرمت عزیزان مولا حضرت علی ع قسمت می دهم به حرمت شلمچه عزیزم قسمت می دهم به حرمت سنگر سازان و سنگر نشینان و سنگر سازان بی سنگر شلمچه قسمت می دهم به حرمت تک تک شهیدان قسمت می دهم به حرمت علی بن مهزیار اهوازی قسمت می دهم به حرمت سید عباس و سید یاسین قسمت می دهم به حرمت شهیدان زنده ان قافله های  که جانان رزمیدن و از قافله عقب مانند و هم اکنون در سنگر اسایشگاها چشمشان به در گاه تو است یارب قسمت می دهم به اقا حضرت  سید الشهدای مظلوم قسمت می دهم به اقا حضرت عباس قسمت می دهم به حرمت تمام عالمانی و علمایی که سالها زندگیشان را وقف تو اسلام وقران نمودند و دستشان از دنیا کوتاست قسمت می دهم به تمام حرمتداران درگاهت قسمت می دهم به چشم انتظاری مهدی صاحب الزمان که چقدر دوست دارد این روز ها اشکارا در شلمچه و جا جاهای که نام مولا علی عد و نام دفاع مقدس است حضور اشکارا داشته باشد در جمع یارانش و چشم انتظارانش چه سخت است در بین چشم انتظاران و یاران و نشناسنش جانم مولایم سرورم اقایم کجای عزیزم هر کجایی خدا نگهدارت التماس دعا التماس دعا دلم با دلت گره زنم امروز و فردا تا اخرین هفته دفاع مقدس و تمام روز ها و ثانیه های تا بیای هر کجا روی با طی العرض مرا هم با خود ببر جان مولا دلم بسیار تنگ و گرفته از غم غیبتت کاشکی بیای در دورانی که مایم بیای جانم اگر مشرف شدی همره چشم انتظارانت در جا جای که نام مبارک مولا علی ع و کو ثر پیامبر و هفته دفاع مقدس جان مولا یاد ماها هم باش مدینه رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی مکه و منا رفتی کنار تربت مولا علی ع رفتی شا ه خراسان رفتی شاه چراغ رفتی به خوزستان و کردستان و جا جاهای که عزیزانت دفتند مشرف شدی جان مولا یاد ماها چشم انتظارانت هم باش سلام ودرود خدا بر روان پاک مولا علی ع و حضرت فاطمه الزهرا س و شلمچه و تمام عزیزان شلمچه و همجوارهایش کجا گردم کجا جویم ترا اشکارا مولا جانم فرمودی بیا جانان که جانانم تو وچشم انتظارانم باشی کجا و چه وقت در کدامین روز و ساعتی و نقطه ای که تو حضور داشته باشی به به روز ازدواج دو بنده خوب و عزیز خدا دو بنده ای که از تمام جهت دو انسان خدا ترس و خدا شناس ومهربان با خدا و بند گانهای خدا به به مولا جانم یا علی جانم علی کجا جویم همانند تو دلسوز ومهربان ای مرد و ای امام مهربان ای با تقوی اترین جهان اسلام و خود خدا هم بر تو افتخار دارد هنوز در شکم مادر بودی که خدا مهربانیش را بتو نشان داد به مادرت فرمود یا فاطمه بنت اسد برو درون خانه من عزیزت را به دنیا بیاور کاشکی جهان اسلام تک تک بند گانهای خدا تورا الگوی خود و همسرت را الگوی خود در زندگی قراردهند هر که شماها خاندان اقا رسول الله را سر مشق زندگی اش قرار داده موفق و پیروز است تا قیامت درس خدا شناسی درس معرفت درس تقوی درس زندگی درس صرفه جوی درس تمام کارهای مثبت درس  حجاب درس اخلاق اسلامی درس تربیت خوب درس شناخت کامل خدا درس خوب تربیت نمودن فرزندان درس ازادی درس ازادگی درس حرمتداری به خدا و قران عزیز درس خوبیها درس ادب درس خوب سخن گفتن درس دوری از تمام گناهان درس خود سازی درس امر به معرف و نهی از منکر درس شجاعت رشادت ایثار فدا کاری درس شهامت درس همیاری پیشگیری پشت کار کمک به همنو عان و بند گانهای خدا هنگام نیاز درس تمام فداکاریهای درس ازدواج نمودن درس اهمیت به ازدواج درس اسان گیری و سادگی درس تمام خوبیها  را باید از شما و همسر گرامی ات و فرزندان عزیزت امو خت عزیزان گلم یا زهرا س یا مولا علی ع جانم تبریک بر شما سالروز ازدواجتان را به خدمت اقا رسول الله و شما عزیزانم تبریک عرض می نمایم

به به هفته دفاع مقدس حال و هوای جبهه ها سر زمین نی نوا یادش بخیر کنار بر و بچه ها رزمند گانها یادش به خیر هر چند انشا الله دیگر هیچ کجای جهان اسلام نه جنگی و نام جنگی نباشد اما هفته دفاع مقدس را گرامی می داریم هزاران صلوات ودرود خدا بر امام جبهه ها و ان روح الله مهربان وتمام رزمند گانها و شهیدان خدا سلام بر نخلهای که هنوز بوی باروت می دهند ای تمام مرز نشینان و ملت خوب ایران درود تان باد و هزاران احسنت وافرین بر شماها که هنوز که هنوز بوی عطر شهیدان گمنام بر مشاممان می رسد سلام بر نخلستانهای به ثمر نسته سلام بر دلسوزان مرزبانان .وسلام بر دلسوزان که هوای جبه ها را بیاد دارند سلام ببر دلهای مهربانان که دلسوزانه کوشش و تلاش می نمایند تا شهر ها و روستاهای مرزنشینان وجای پاهای رزمند گانها اباد تر شود سلام بر دلیر مردان قهرمانان دلاور سلام بر چفیه های خونین هشت سال دفاع مقدس سلام بر شلمچه عزیزم به گوشمی جانم سلام بر شجاعان دلاور سلام بر کشاورزان مهربان که تلاش و رنج فروان می برند و کشور را بهرمند از دست رنجشان خبر دارم برایتان انشا الله دستگاه ای که بشود با ان زیتونها را روغن گرفت برایتان ان سروران مهربان خواهند داد و انشا الله در اینده ای نه چندان نزدیک بهرمند بیشتر از ان دستگاها خواهید شد شما کار و کوشش نماید همه کار ها درست خواهد شد سلام بر تک تک گلهای که عزیزان با تلاش و عشق در گو شه و کنار شهر ها مخصوصا در شهر های مرزی کاشته اند سلام ودرود خدا بر تمام جا ی جاهای پاهای رزمند گانهای اسلام هزاران یاد باد یاد وخاطراتهای جان بر کفان دلاور ان شهیدان بزرگوار یا مهدی کجای سرورم بیا تا در این ایام پاییز و برگریزان درختان رویم و سلام دهیم جا پاهای شهیدان سلام بر ابادان قهرمان سلام بر ان لحظه ای که حضرت امام فرمودند خرمشهر را خدا ازاد نمود سلام بر ان لحظه ای که روح الله مهربان فرمودند حصر ابادان باید شکسته شود سلام بر جا جاهای پاهای رزمند گانها سلام ودرود خدا بر ان خاطراتهای بیاد ماندیها سلام بر تو وتمام عزیزانت ای خوزستان ای کردستان ای تمام جا جاهای ایران سلام بر دلهای مهربان خیر مقدم بر تک تک عزیزانی که قدم رنجه نمایند ونمودند حال وحوالی به یاد گارهای شهیدان و مرزنشینان عزیزان گلم خوشحال باشید انشاء الله با همت مسئولین محترم و به فرمان اقا امام زمان ونایب بزرگوارش و رئیس محترم جمهوری و همت شماها اباد خواهد شد شهر و روستاهای همه سلام بر ان بسیجیان دلاور و سلام بر تک تک انها که همه از متن مردمند و در ان هشت سال دفاع مقدس همره تمام ملت ایران جانان با جان خود سرمایه گذاشتند سلام بر ان نو جوانانی که در دل شب ریشی برای خود درست می نمودند و کنار مادرنشان که وقتی می دیدند در خواب است می نشستند و به جای روح الله می گفتند به مادرشان که مادرشان خیال نماید در خواب دیده اند بگذار نو جوانتان رود به جبهه و پایگاهای بسیج در کلاس درس بودند نا گهان غایب می شدند سر در می اوردند در پایگاها و سنگر ها و جبهه مدسه تاتر بازی می نمودند خدا ناظر و شاهد تمام عزیزان کشور بوده و هست سلام بر ان راننده ای که سرم در یک دستش با دست دیگرش رانندگی سلام بر همه همه که تمام دینهای الهی تمام نو جوانان و جوانان و بزرگان زن و مرد همه حضور فعال داشتند سلام بر سنگر های مرسه و سنگر های دانشگاه در ان هشت سال دفاع مقدس جبهه را مدرسه و دانشگاه خود می دانستند در دل شب در ان هنگامی که همه شهر های کشور در استراحت مرزنشینان بودند و هم اکنون هستند و همه مردم سهم بزرگی از جبهه ها در نزد خدا دارند سلام بر تو ای فرمانده دلوار کجای یا صاحب الزمان ادرکنی جانم بیا منتظر تو هستیم چه زیباست که فرجت در این هفته باشد خوشا جانی که جانانش تو باشی سلام بر تمام نیروهای مردمی انتظامی نظامی و همه وهمه سلام بر دستهای حضرت عباس سلام بر تک تک جانبازان گرامی ازاد گانها ایثار گران دلاور سلام فرمانده مهربان کجای بیا دوباره بنشین نقشه اباد شدن شهر مرزیها را تو بکش عزیز گل بیا بیا ان روزهای که در جبهه ها نقشه می کشید سلام و هزاران درودت باد ای دلاور صیاد مهربان علی جانم فدای جواب سلام گرمت چرا دیشب امدی در خواب من فرمودی گلم مگر یادت رفته نوشتن برای شلمچه ات نه عزیزم من هر گز نه ترا ونه تمام فرماندهان دلاور و نه تیز پروازان دلاور و نه بیسجیان و نه سپاهیان دلاور و نه نیرو های انتظامی و نه عموم مردم و مخصوصا شهدا و شهیدان زنده را نخواهم فراموش نمود اگر بعضی وقتها دیر می ایم قلم بر وصف شما زنم تقصیر ندارم جانم فدای زیارت نمودن قشنگتان در علی بن مهزیار جانم فدای تک تک همه شماها سروران گلم کجا جویم کجا همانند شما از وفا پیدا نمایم سلام بر تک تک شماها خیلی دوست دارم نام تک تک شما ها قلم زنم اما افسوس که هزاران ساقه گندمها و ساقه گلها و تمام اب دریا مرکب و قلم شوند کم است درود و سلام خدا بر تک تک بی سیم چیان دلاور و تمام رزمند گانهای دلاور به به بوی عطر شاه خراسان چرا که نام شهر با نام شهر ثامن ائمه نام گذاری شده بوی عطر امام رضای غریب طنین انداز ابادان سلام ودرود خدا بر تک تک دلسوزان و خوبان انشا الله چنان اباد خواهد شد از قبل از جنگ هم بهتر ببوسم خا ک پاک شاه خراسان تا شاه شلمچه از شهر شهیدان تا شلمچه شهر دلیر مردان و شهر شهدا سلام

عزیزان گلم بکارید از شلمچه تا اهواز و تک تک بین راهای پاهای پاهای رزمند گانها و در خاک پاک شلمچه و حتی بین نخلستانها زیتون بکارید بادام بکارید سیب بکارید در ختان تنومند های میوه ده بکارید انار لیمو به و بکارید در توت و شاه تو ت بکارید در خت بید مجنون بکارید درختان نخل بکارید بیاد نخلستانهای مولا علی امروز تمام اسمان و زمین هر چند جاهای غم باشد اما همه دلشاد ازدواج توایم یا مولا علی یا فاطمه الزهرا س جانم عزیزم التماس دعا فرج مولا شفای از برکت خانه ودستهای شماها از خدا بر اورده شدن حاجت همه بند گانهای که فقط چشمشان به خداست زیاد شدن رزق وروزی و سلامتی برای همه و با هزاران شکر سلامتی نایب مهدی عج همیشه شاد و سلامت باشید همه کار ها را خدا درست خواهد نمود با تشکرات فراوان از دلسوزان محترم

جهت سلامتی اقا امام زمان عج و نایب بزرگوارش و رئیس جمهور کشورش و تمام خدمت گذاران محترم و تک تک عموم مردم و جهان اسلام انهای که سیاست بالا دارند و خدا را مد نظر دارند ودوری از تمام گناهان می نمایند

نثار روح بلند از حضرت ادم تا کنون و تمام پیامبران اماما ن ع و مولا علی ع و همسر گرامی اش و روح الله مهربان وهمسر و دو فرزندش و تمام شهیدان و شهیدان شلمچه عزیز م و همه امواتهای همه عالمان علما و گذشته گانهای همه بند گانهای خدا ومن حقیر هزاران ختم قران عزیز و ذکر صلوات وخواندن سوره حمد خشبو دهانتان بهرمند خیرات نام برد گانها خواندن سوره حمد تا سلامی و کلامی دیگر خدا یارتان باد هر کجا رفتید التماس دعا در همه جا مواظب همدیگر باشید در همه حال و همه جا پلیس خود باشید

اللهم صل علی محمد وال محمد

اللهم کل لولیک الحجته ابن الحسن

صلوات


|لينک ثابت| نوشته شده توسط شقایق شلمچه در جمعه 4 مهر1393 و ساعت 7:37 بعد از ظهر |  
میلاد امام رضا مبارک

بنام خدا

میلاد امام هشتم حضرت امام رضا علیه السلام مبارک باد

 


|لينک ثابت| نوشته شده توسط شقایق شلمچه در شنبه 15 شهریور1393 و ساعت 10:59 بعد از ظهر |