تبليغاتX

اينجا شلمچه است،به گوشم!

اينجا شلمچه است،به گوشم!

وبلاگ اطلاع رساني و خبري شهداي شلمچه و دهلاويه و ساير شهداي دفاع مقدس

به طرف نخلستانهای دوئیجی

به نام خدا                                                     4روز مانده به روزهاي حماسه و ايثار

السلام عليك يا رسول الله(ص)

 

السلام عليك يا ثارالله و ابن ثاره

السلام عليك يا صاحب الزمان عج

وسلام بر امام شهيدان خميني عزيزو فرزندان راحلش

و سلام حضورمقام معظم رهبريو رياست محترم جمهوري و عزيزان ديگر.

سلام شلمچه، اي سرزمين عزيز! اي سرزمين ايثار و استقامت!

مردان و زنان تو مانند كوه استوارند از هيچ چيز نمي هراسندوتا اخرين قطره خون خود

به تو وفادارند.و دليرانه و شجاعانه و با ايماني قوي پيرورسول الله وبنده خالص خدا و امت محمد و با دين محمد(ص) تا آخرين لحظه زندگي بوده و خواهيم بود.

و اما مولاجان مهدي عج !تو خود مي داني هميشه به تو وفادارخواهيم بود با ما باش تا آخر

 ما ياران تو به خدا سوگند خورده ايم از تو و دين جدت محمد (ص) جدا نخواهيم شد.

و اما شهيدان كشورمان ثابت كردند هيهات من الظله.و اما ادامه خاطره:

ازاينكه نتواسته بودم راضي اش كنم بغض كردم نيم ساعت بعد به طرف نخلستانهاي"دوئيجي"

حركت كرديم.مي خواست ازمحورهاي تحت فرماندهي اش بازديد كند.بازهمان حس صبح وجودم رادربرگرفته بود.هرلحظه در انتظارحادثه اي بودم.قلبم به شدت مي زد.با صداي هر انفجار پا روي پدال ترمز مي گذاشتم.حاجي با تعجب نگاهم مي كرد و بعد بازبه بيرون خيره مي ماند.تمام طول راه را چنان درخودش فرو رفته بود كه انگار اصلا كسي دركنارش نيست.

آن سكوت ترسم را چند برابر كرده بود.مانده بودم دران سكوت چه چيزي مي توانست باشد كه انقدر حاجي را به خودش مشغول كرده بود.چندبارخواستم دهان بازكنم و چيزي بگويم ولي انگارچفتي به دهانم زده بودند.تو نخلستان برخلاف هميشه تنها به راه افتاد چندجا نزديك چاله هاي انفجاري به زانو نشست و به انها زل زد.نگاهش به آدم داغ ديده اي مي ماند كه عزيزش را در انجا ازدست داده باشد.آن حالتش من را به ياد روزي كه رسول 16 ساله ازنيروهاي حاجي شهيد شده بود انداخت.حاجي سر اورا در اغوش گرفته بود و نجوا مي كرد.هيچ وقت حاجي را انقدرگريان نديده بودم. انگاركه چيزي گم كرده باشد.دورو برش را نگاه كرد و گفت

خيلي ها ازدست داديم درجوابش فقطچند قدم جلو رفتم و بعد زل زدم به جايي كه ايستاده بود.چي خيال مي كني؟يعني مي توانستيم كاري بكنيم؟ شما هركاري كه توانستيدكرديد بچه ها ازشما راضي هستند چرا خودتان را اينقدر عذاب مي دهيد.بايد چندروزي به خودتان استراحت بدهيد.؟! تو اين موقعيت؟الان بچه ها بيشتربه ن احتياج دارند بايد در كنارشان باشم .براي استراحت وقت زياد است.(خلاصه اي ازخاطرات شهيد يدالله كلهر)

ياد و خاطره تمام شهيدان گرامي باد و نزديك شدن به هفته دفاع مقدس را گرامي مي داريم و سلام و درودبه تك تك رزمندگان 8سال دفاع مقدس و تمامي جانبازان و آزادگان و ايثارگران و خانواده هاي محترم شهيدان. و صلوات وتلاوت قران و فاتحه به روح بلند تمامي پيامبران،امامان ،شهيدان و درگذشتگانمان همه ماها.الهم كن لوليك الفرج.التماس دعا.

 

نویسنده: بوی سیب(خادمه ی اهلبیت ) ׀ تاریخ: دوشنبه 27 شهریور1385 ׀ موضوع: مطالب فرهنگي و مذهبي ׀

سلام بر شلمچه و سلام بر فرماندهان و سرداران شهید و همه شهدا

بنام خدا                                                                                 5روز مانده به روزهاي حماسه و ايثار

السلام عليك يا رسول الله ص

سلام بر شما و فر زندان شما

سلام مو لا جان مهدي  اقا جان كجايي

هر كجا رفتي التماس دعا ياد ما هم باش

جهان در انتظار توست مو لا جان

سلا م شلمچه عزيزم   باز امدم  عجب بادي به روي گلشن امد

كه جانم رفته بود باز هم تن امد عجب بادي كه به روي گلشن امد

كه از بوي خوش مولايم جانم تن امد

شلمچه به گوشم هستي نمي داني عاشقان مولا چگونه عاشقانه لحظه شماري و روز شماري مي نمايند براي هفته دفاع مقدس   هر فردي به كاري مشغول است اما مي داني تمام شهر ها تمام كشور در تلاش اماده سازي هر چه با شكوتر هفته دفاع مقدس هستيم و اما مي خواستم از شهيدان باز بگويم همه شهيدان و همه عزيزان تو را دوست داريم اشاره اي از خاطره ها نمايم. ياد  همه فرماندهان گرامي فرماندهاني كه در دوران هشت سال دفاع مقدس چقدر زحمت رنج و تلاش فراوان نمو دند مخلصانه دفاع نمودند مثال شهيد بزر گوار سپهبد علي صياد شيرازي  شهيد ان فرمانده وشهيد سر دار حسين خرازي شهيد سردار احمد كاظمي شهيد سر دار يدالله

كلهر شهيد سر دار عباس كريمي شهيد سر دار محمدعلي جهان ارا شهيد سردار حاج محمد ابراهيم همت شهيد سردار دكتر مصطفي چمران شهيد سردار محمد بروجردي شهيد سردار محمد جهان آرا و همه فرماندهان ديگر راهشان ادامه دارد واما خا طره از آن دوران حماسه:

انتظار

كنار نخل هاي سوخته  واز كمر شكسته  حاج كلهر تفنگ به دوش ایستاده  بودو خيره به اسمان نگاه مي كرد

شانه هايش چنان خميده بود كه انگار تمام شلمچه و كر بلاي پنح راپشت گرفته از صبح به هزارو يك  بهانه مرا به عقب و قرار گاه فرستا د ه بود     .         در تمام مدتي كه از او حدا بودم نگران بودم خداي نا كرده اتفاقي برايش بيافتد.خواب يكي از بچه هابيشتر از همه استفهام كر ده بود اودر خواب ديده بود كه شهيد شرع پسند حاج يدالله را با خود برده وقتي به قرارگاه مي رسيدم از فر صت استفاده كردم و پيش حاج علي فضلي رفتم حاج اقا كاري بكنيد حاج يدا لله بيايد عقب هر كاري مي كنم نمي ايد  از صبح تا حالا چند پيغام داده ام كه بايد جلسه بيايد ولي هنوز خبري نشده برو بگو حلسه اي در قرار گاه هست كه بايداو هم حتماخودش را

بر ساند  از قرار گاه كه بيرون زدم پايم روي پدال گاز بود تا خود خط دل شوره عحيبي ازارم مي داد حس ميكر دم مو قعي كه به خط برسم حاحي انحا  نخواهد بود وقتي توخط او را سالم ديدم به طرفش دويدم و نفس زنان گفتم حاحي علي فضلي گفت در قرارگاه جلسه است ، حتما انجا باشيد

اه بلندي كشيد و گفت با اين جلسه ها كاري درست نمي شود  گفت به شما بگويم حتما برويد بي انكه جوابي دهد به طرف خاكريزها رفت  .... بله عزيزان فرماندهان اين گونه عمل نمودند روح همه انهاو همه شهيدان و همه رفته گانهايمان شادو صلوات و فاتحه .

ادامه دارد.............

 

نویسنده: بوی سیب(خادمه ی اهلبیت ) ׀ تاریخ: یکشنبه 26 شهریور1385 ׀ موضوع: مطالب فرهنگي و مذهبي ׀

دلتنگي هاي شلمچه بامن

به نام خدا                                                                                            6روز مانده به هفته مقاومت و ايثار

السلام عليك يا صاحب الزمان عج

و سلام بر شما اي رهبر عزيزم

سلام بر سجده گاه ملائك

من اين سرزمين رايك سرزمين مقدس مي دانم .اينجا نقطه اي است كه ملائكه الهي كه شاهد فداكاري مخلصانه اين شهيدان عزيز بودند به اينجاتبرك مي جويند.اينجا متعلق به هركسي است كه دلش براي اسلام و قرآن مي تپد.(مقام معظم رهبري )

دلتنگي هاي شلمچه بامن

سلام شلمچه عزيزم!دلت برايم تنگ نشده؟حتما مي گويي بله.دلم براي تمام بچه هاي جنگ و 8سال دفاع مقدس تنگ شده.دلم براي سجده گاهشان براي دعاي كميل خواندنشان-براي تلاوت قرانشان و براي نمازهاي عاشقانه شان تنگ شده.دلم براي آن يا حسين يا حسين گويانشان تنگ شده براي خميني اي امامشان تنگ شده. براي يا مهدي گويانشان تنگ شده.براي يازهرا يا زهرا گويانشان تنگ شده.دلم براي پيشاني بندهايشان در شبهاي عمليات تنگ شده.دلم براي آن بچه ها ومداحي هايشان و رمزهاي عملياتشان و آن دلتنگي هايشان و آن انتظارشان و دعا هايشان براي فرج مولا تنگ شده.آخر مي داني چرا؟يكي چند روز ديگربه هفته دفاع مقدس نمانده است.دارم خودم را براي مشتاقانم آماده مي كنم.اي بسيجي عاشق تو كجايي؟بيا كه سخت بي تاب توام.بي تاب آن تبليغهايت-بي تاب آن دعاهايت-بي تاب آن مولا مولا گفتنت همراه با اشك چشمانت.بي تابتم.مي دانم  هم كه خودت را مي رساني.عزيزم شلمچه!مي داني كه اينجا هستم.در گوشه اي از كشورم.اينجا كه هستم دست كمي از آنجا ندارد .شهيدان شهر بوي تورا مي دهند.هميشه به ياد تو وتمام شهيدان هستم.مي خواهي عزيزم تو را به ياد خاطره هاي جنگ بياندازم؟آخر هروقت به ياد دوران جنگ مي افتم،تمام وجود خود را فراموش مي كنم.و چشمانم پر از اشك مي شود و قلبم پرواز مي كند به مناطق جنگي .مخصوصا خوزستان.كه تودر آن جاي داري و مهماندار شهيدان خدايي هستي و بوي آقا امام حسين  و ساير ائمه اطهاردر سرزمين تو به مشام

 مي رسد.حالا مي خواهم با شعرم تورا به حال و هواي آن روزهاي خدايي ببرم.شعرم را تقديم به همه  شهيدان  مي نمايم.

شب ديدار مهدي

خداوندا دلم در سينه تنگه

به تنگي شب دوران جنگه

شبي بودم كه در سنگر نشينم

گهي در دشت و در سنگر كمينم

صداي موشك و خمپاره آيد

نداي بانگ صد تكبير ايد

شب حمله شب اشتي كنان بود

شب حمله شب ديدار ما بود

شب حمله شب كميل خواني

شب حمله دعا و شادماني

شب حمله شب ديدار مهدي

كه شب را تا سحر دعا بخوانيم

 

الهم عجل لوليك الفرج

*********************

 

تذكر:خواهشا هرفردي كه مي خواهد از مطالب استفاده نمايد

منبع را كه وبلاگ ما مي باشد ذكر كند.با فرستادن صلوات و ذكر قرائت فاتحه براي همه ارواح مطهر شهيدان.

 

 

 

نویسنده: بوی سیب(خادمه ی اهلبیت ) ׀ تاریخ: جمعه 24 شهریور1385 ׀ موضوع: مطالب فرهنگي و مذهبي ׀

تقدیم به ابوذر زمان

بنام خداي بزرگ

سلام خداي خوبم مي دانم سلام يكي از نام هاي تو است ولي بازهم ميگويم سلام خداي خوبم دوستت دارم تو داناو توانايي و از همه چيز اگاهي و بيناي عجب صبري خداداري

 السلام عليك يا رسول الله ص السلام عيك يا صاحب الز مان عج  يا فاطمه الزهرا س يا بنت  رسول الله ص سلام بر شما و تمامي فر زندانت  سلام مو لاي عزيزم مهدي جان سلام بر صداي زيبايت عزيزم مي داني جقدر دوستت دارم عزيزم عزيز از جان عزيزترم  قربان ان نماز زيبايت و با لحن عر بي قشنگت بروم مولا جان مي داني كه من يك لحظه تو را فراموش نخواهم نمود همانطور كه خدا را يك لحظه فراموش نخواهم نمود مو لا جان خودت مي داني كه تمام كارهاي من براي رضاي خداو خشنودي قلب عزيزتو است  در شب وروز ميلادت شاهد بودي عاشقانت چگونه بودند مولا جان جان مادرت  هر كجا رفتي التماس دعا  . اي عزيزان  يك عاشقي  عاشق مولا اذان صبح روز نيمه شعبان صداي بسيار زيباي نماز به لحن عر بي زيبا ميفهمد گوش منمايد تا به سوره حمد مي رسد از صداي بسيار زيبا عربي گریه اش می گيرد و از سوز دل  گريه مينمايد واز گوشه و كنار منزلش می گردد و صدامي زند مولا جان كجایي اقا جان قربان صدايت مگر من قابل نيستم جمال زيبايت راببينم  نا گهان ديگر صدايی نمي فهمد ان عاشق مو لا  انقدر گريه میكند ومي گويد مولا مريضها  همه عاشقانت در نماز يادت نرود عاشق مو لا افسوس مي خورد چرا گريه نمود صبر نكرد كه تمام نماز مولا رابفهمد اخر عزيزان دست خو دش نبود او تا حالا چنين نمازي با اين همه دل سو زي با اين لحن عر بي نديده بود او همه جا دنبال او مي گردد  حالا صدايش نزديكش است  .امامولا نمي تواند فرد ديگري با شد  ان عاشق چندين زاير اقا امام رضا را شام داده بوده و با زايران دسته جمعي چقدر صلوات فرستاده بو دند  عزيزان ميدانيد چرا اقا نمازش را اين همه با سوز دل ميخوانده مي خواسته بگه عزیزان عاشق تمام جهان چرا نبايد نمازم با شماها بخوانم چرا بايد من دشمن داشته باشم چرا بايد در غربت تنهايی باشم چرا نبايد قلبها يكي باش چرا نبايد همه جا صلح صفا باشد چرا بايد جنگ باشد چرا بعضها قلب مرا با كارهايشان درد مي اورند چرا من نباید اين همه عاشق دارم در جمع انها به صورت گمنام حاضر شوم  كاش شما عزيزان عاشق ان صداي زيبا با اه وسوز دل را مي شنيديد حس می نموديد من چه مي گويم و چه حالي داشتم خدا كاش مولا من را با ان صدابا خود مي برد من تا زنده ام آن صدا را به ياد نخواهم برد خدايا تو خود مي داني من تنها تورا مي پرستم و تنها تو مورد پرستش هستي و پرستش مخصوص خودت است من به خاطر اينكه تو را دوست دارم پیامبرانت وامامانت و بندگان خوبت را دوست دارم اشتباه نشود تو خود به قلبها اگاهتري لازم به گفتن نيست ولي دوست دارم به زبان ارام مي دانم همه كارها و همه چيز با تو است پيامبران وامامان وارسته و كرامات وبه اذن تو معجزه دارند واما امروز سالروز رحلت بزرگ مردي به نام ايت الله سيد محمود طلقاني مردي بسيا ر با ايمان وبا تقوا او  مهربان و ارشاد گري بسيار خوب ويار وفادارحضرت امام خميني ره و عاشق امامت ولايت و دوستدار واقعي اسلام عزيز و مردي مبارز و شجا ع و مهربان و با ادب و انقلابي خوبي بود اين روز را حضورشمامولا جان و خد مت رهبر و رياست جمهوري وخوانواده محترم ان مرحوم وتمامي دوستداران اقاي ايت الله طالقاني تسليت عرض مينمايم و از خدا طلب مغفرت و خواهان روحبلند ان را با شهداي كربلا محشوربدارد امين .روح بلند آنان وامام شهيدان و تمامي شهيدان ورفتگانهايمان رااز خداميخواهم كه با شهيدان كربلا محشور بداند روح همه انها شاد ياد همه انها گرامي باد  دهان خودرا خوش بو نمايد با ذكر صلوات بر محمدوال محمدو نامبردگان و تلاوت حتي يكايک شهداازقرا ئت فا تحه به روح همه انها اللهم کن لولیک الفرج  براي ظهوراقا امام زمان عج صلوات

 

نویسنده: بوی سیب(خادمه ی اهلبیت ) ׀ تاریخ: یکشنبه 19 شهریور1385 ׀ موضوع: ׀

درباره وبلاگ

به نام خدا.در سال پیامبر اعظم (ص) و همزمان با آغاز امامت و ولایت حضرت امام مهدی عج این سایت اطلاع رسانی و خبری اینجا شلمچه است به گوشم! که به یاد و خاطره شهدای شلمچه و دهلاویه و سایر شهدای دفاع مقدس ایجاد گردیده به پیشگاه مقدس آقا امام زمان عج و مقام معظم رهبری و همه عاشقان ثارالله و ارواح طیبه شهدای شلمچه .فکه .دهلاویه. هویزه . و سایر شهدای دفاع مقدس تقدیم می گردد.


لینکدونی

لینکهای روزانه

جستجوی مطالب

ساعت

وضعیت آب و هوا


© All Rights Reserved to shalamchehnews.Blogfa.com / Theme by: iTheme