وبلاگ اطلاع رساني و خبري شهداي شلمچه و دهلاويه و ساير شهداي دفاع مقدس
">" dir="ltr" size="28">
خدمات وبلاگ نویسان جوان
جديد ترين كدهاي زيبا سازي
محمدرضا ابراهیمی Powered By: BLOGFA.com
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر عاشورا و سلام بر عاشوارییان وسلام بر عزادران و سلام بر کربلا و سلام بر همه عزادران اقا حسین در سرا سر کشور و جهان اسلام و سلام بر کاروانهای قافله اقا حسین در سرا سر جهان اسلام .
سلام مهدی جان عزیزم کجایی خوشا به حالت هر کجا هستی و هر کجا رفتی یاد ما عزا داران اقا حسین باش
افرین بر همت شما عزا داران افرین بر ان یا عباس گفتنهایتان. افرین بر ان نوحه هایتان افرین بر تک تک شما عزا داران و اما فردا که روز عاشورا و امشب که شب عاشور است باید انشالله بیشتر عزا نمایم به یاد روز عاشورای اقا حسین با شور خاصی باشد ای عزیزان یک ذوالجناح هم درست نمایید به یاد ذوالجنای حسین و رنگ قرمز سر و صورتش را خونی رنگ نمایید و یک اسب زیبا و سفیدی قبلا هم گفته ام اماده نمایید . ای عزیزان حجله ها و گهواره ها و پرچمها و علم ها فردا به میدانها ببرید و ان نوشته های زیبا را جلوی هیئتها گرفته افرین بر شماها دسته های هیئتهای عزا داران حسین انقدر با شکوه و با عظمت باشید که صدایتان تا کر بلا برود. سلام شلمچه عزیزم انجا هم شور و عزای بیشتری است چرا که نزدیک حرم حسین است افرین بر همه خیمه ها و افرین بر همه مسجد ها و حسینه ها و مکانها و همه تربتهای امامان و زیارتگاها همه خوب بودند چه شوری چه اه و چه ماتمی بوی عطر دل انگیز حسین وعلمدار حسین در جهان و در گوشه گوشه جا ی جای کشور و جهان پیچیده است .افرین بر به تصویر کشان افرین بر ضبط خدا چه زیبا به تصویر برای قیامت ذخیره اخرت می کشد این همه غم و ماتم را امشب و فردا و تا اخر محرم شاهد ان انشالله هستیم
خجالت نکش عزیزان هر که هر مداحی بلد است نوحه خوانی نماید
بخوان به این سبک اول بگو
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا تشنه اب فراتم ایاجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا
امدم با هزاران اه و غم یا حسین جواب ده با جمع سو گواران امدم
با خاطرات اهلبیت با جمله یاران امدم با غم جانسوز زینب با هزاران اه و غم امدم
در کنار تربتت مولا با دل پر درد و با روح شهیدان امدم با عزیزان حسین با جمع یاران امدم
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا ای اجل مهلت بده تا بگیرم قبر سقای کربلا
تا تو را بود عمو عباس امید خیمه ها امدم با چشم گریان امدم
بخوان کنار حرمش به سبک چوشی بلال و حبیب مظاهر
اخی
بر مشامم می رسد بوی کربلا از کنار شلمچه نزدیک کربلا
امدی جانم یاران بقربانت چرا دیر امدید در راه بود با قافله عزاداران کربلا
برمشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا عزیزان نترسید در بغل بگیرید شهید کربلا
بر مشامم می رسد بوی خوش کربلا دلم به همراه قافله کربلا
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر علی مرتضی
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر امام عسکری
تشنه اب فراتم ای خدا در کنار فراتم ای خدا مهدی جان بیا مرا با خود و ان باد را به خدا بگو بیاید
مرا ببرد در خاک کربلا
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا ای اجل مهلت بده تا روم در جمع عزاداران کربلا
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا ای خدا تقدیر نما روم کنار نینوا
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا ای اجل مهلت بده تا در بغل گیرم شاه مشهد الر ضا
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا ای اجل مهلت بده تا در بغل گیرم خواهر رضا وبرادر رضا
ای شاه خراسان ما همه با زائران تو عزادار حسین و عباسیم قبول بنما که کنار حرم تو هم هستیم
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا ای اجل مهلت بده تا روم کنار تربت زهرا
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا ای اجل مهلت بده تا من روم در جمع غم یاران و خویشان
تشنه اب فراتم ای عجل مهلت بده تا بگیریم در بغل ان تربت زینب کبرا
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا ای اجل مهلت به تا بگیرم در بغل شهیدان کربلا
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا ای اجل مهلت به تا بگیرم در بغل تربت پدر ومادران
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا ای اجل مهلت بده تا بگیریم دستم به خیمه های کربلا
برمشامم می رسد بوی مهدی صاحب زمان ای اجل مهلت بده تا روم سوی جمکران
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا ای اجل مهلت بده تا روم کنار گلستانهای شهدا
سلام بر پر چم دار و علمدار کربلا
ای حرمت قبله حاجات ما یاد تو تسبیح مناجات ما
تاج شهیدان همه عالمی دست علی ماه بنی هاشمی
ماه کجا روی دل و ارای تو سر و کجا قامت و رعنا ی تو
همقدم قافله سالار عشق رهبر و عشاق و علمدار عشق
سرو سالار وسپاه حسین داده سرو دست و راه حسین
مکتب تو مکتب و عشق و وفاست درس الفبای تو صدق و صفاست
نمی دانم چه غوغاست امشب همه گریان و نالان امشب
نه تنها اهلبیتش زین مصیبت می کنند افغان که گریان در جنان زین غم نبی اکرم است امشب
دید چو در کربلا شاه دین دست تو افتاد بر زمین
برای شادی روح بلند رسول خدا و همه پیامبران و امامان و شهیدان و پدر ومادران وهمه گذشته گانها با ذکر صلوات بر محمد و ال محمد و ختم تلاوت قران برای شادی روح انها و خواندن زیارت عاشورا
ادامه دارد .........
بنام ان که زمین و اسمان ان چه در انهاست افرید ه خدای بزرگ. سلام بر تو و همه افریده هایت سلام بر توو شهیدان کربلا. سلام بر تو و ان غریبی که چشم انتظارش هستیم سلام بر تو و سالار شهیدان سلام بر ان علمداری که تا اخرین لحظه به مولایش و برادرش وفا دار بود سلام بر مشک خالی .سلام بر مادری که نامش ام البنین است و قبرش روبروی پنجره است شاید هنوز چشم انتظار فرزندان حیدر است، چشم انتظار علمدارحسینش است سلام بر اشکهای مهدی .سلام بر اشکهای عزاداران علمدار حسین. سلام بر حسین (ع )و عزا داران حسین و سلام بر قبر های شهیدان کربلا و شهیدان دنیا و همه گذشته گانها . سلام بر ذوالجناح با وفا سلام بر تو ای با با حسین . خوشا به حال فردی که این ایام به اقا حسین پیوست خوشا به حال کاروانهایی که چه ارام به یاد کاروان اقا حسین (ع ) اشک می ریزند و ناله می کنند .سلام بر همه پدران و مادران از حضرت ادم تا کنون.
ای عزاداران اقا حسین بیاییم امشب با حضرت زینب هم ناله شویم و حضور اقا مهدی عرض تسلیت گوییم. سلام بر تو ای منجی بشریت مهدی صا حب الزمان تسلیت .تسلیت اقا جان و خدمت نایبت و ریاست محترم جمهوری و همه عزاداران در سرا سر کشور و سرا سر جهان اسلام تسلیت عرض می نمایم و به همه عزاداران و عاشقان اقا حسین وعلمدار حسین و
توسلی به اقا قمر بنی هاشم و علی اکبر و علی اصغر نمایم . و همه پیامبران و اماما ن (ع) و همه شهیدان و پدران و مادران عزیز وهمه گذشته گانها را مد نظر گیریم و در این شب و روزای عزا دعا نماییم و شفای همه مریضهای کشور را از خدا بخواهیم و اقا قمر بنی هاشم را واسطه قرار دهیم و طلب مغفرت برای عزیزان نماییم و فرج مهدی را از خدا بخواهیم .
السلام علیک یا رسول الله سلام بر شما و فرزندانت و پنج تن ال عبا (ع) واقا حسین و فرزندانش و علمدارش ای عزیزان از امشب اب را بر حسین و یارانش بستند اقا قمر بنی هاشم فرمودند ان عزیزان از کوچک و بزرگ تامل تشنگی می نمودند اقا علمدار حسین علمدار حسین یکی دو بار مخفی رفت برای بچه ها اب اورد اما بمیرم از شب عاشورا تا رو ز عاشورا بچه ها لب تشنه بودند اقا قمر بنی هاشم فرمودند برادر اجازه بفرما تا من بروم میدان هم اب بیاورم برای بچه ها وهم تلافی علی البر و عون وجعفر را نمایم. اقا رفتند با ان اسب زیبایش در وسط نهر علقمه اب گوارا مشک را اول پر کردند سپس دستان خود را جفت نمود پر از اب کرد بنوشد به یاد لب خشک و تشنه برادر و بچه ها افتاد اب را بر روی اب ریخت دستهایش را بر اسمان بلند کرد خدایا چگونه عباس سیر اب شود اب بنوشد و عزیزانش تشنه دستان پر اب را ریخت در روی اب دریا بمیرم سقا برایت امد به میدان جنگ مشک پر از اب با هزاران امید بر دوشش تا ان سنگ دلا ن چشمشان به جمال زیبا ی عباس افتاد بر ان عزیز حمله نمودند و اول تیر بر دستهای راست عباس روانه نمودند اقا فرمودند خدایا اگر نیست دست راستم هست دست چپم به جا چنان بر روی اسب می تاخت و با شمشیر با دشمنان خدا می جنگید گویا امیرالمومنین است. اخی ان کا فران بی حیا تیر دیگری روانه دست چپ اقا نمودند اقا فرمود خدایا رضا به رضای تو ام شکرت بر روی اسب بر زمین خم شد با دندان مشک را گرفت تیر دیگری بر مشک اب روانه شد. ان وقت اقا فرمودند خدایا بر بچه های کوچک چه گویم انقدر تیر بر اقا روانه شد ولی ان مرد خدا پایداری می نمود تا اینکه بر سر ان امد ان اهن عمود ای وای ان علمداری که تا کنون به اقا حسین می گفت مولا جان ناگهان اقا حسین صدایی شنید اخا ادر ک اخا اقا شتابان امدند کنار بدن پا ره پاره و تیر خورده برادر ان حسینی که در هیچ جنگی نگفت کمرم شکست اهی بر دل کشید برادرم عباس کمرم شکست قربان چشمان تیر خورده ات برادر قربان دستان از تن تن جدا شده ات .برادر جان! کدام کافر امید برادرم مشک اب برادرم را تیر زد سر برادر را در بغل گرفت و فریادی یا محمدا کشتند پهلوان نی نوا کشتند عزیز خیمه ها کشتند پر چم دار خیمه هاکشتند سقای کربلا ای خدا شکرت ای اسمان گریه کن ای ملایکه بنویس بر تک تک درهای اسمان که رفت عباس قهرمان که رفت علمدار حسین خدایا تو شاهد بودی ان دوعزیز باهم چگونه می گفتند و چه می گفتند اقا باان صدای زیبایش صدا می زد مهدی بیا مهدی بیابرادر نمی دانم کجایت را ببوسم که جا ی بوسه باشد ای قهرمان ای پهلوان باورم نیست که تو بر زمین افتاده ای برادر برادر جواب خواهر ومادر ت را چه دهم عزیزم ناگهان صدای امد اقا حسین جان من یک سفارش به تو دارم من تا جان دارم مرا به خیمه نبر چرا که در روی طفلانت چه گویم برادر کاش دست در بدن داشتم تو را در بغل می گرفتم کاش چشم داشتم تو را می دیدم کاش می توانستم تا اخرین لحظه در رکابت باشم خدایا زمین و اسمان همه گریان بودند مرغان هوا هم گردشا ن می گریستند دل سنگ اب می شد تا به سختی برادر را به خیمه برد ان وقت شما فکر نماید در خیمه چه غو غایی به پا شد. ای وای ای وای اگر دلت شکسته بگو یا باب الحوائج
اگر چشمانت اشکبار شده بگو یا علمدار حسین التماس دعا برای فرج مهدی بگو یا قمر بنی هاشم توشفای همه مریضها را از خدا بگیر. بگو مولا مولا سرورمان اقایما ن پهلوانمان ایثارگر مان فدای اسلام وقران. ای کشته راه خدا دستهای ما خالی نکند جان چشمان شیطان لعنتی حتی یک ثانیه فکرمان را بگیرد نکند ما عاشقان تو از خدا غافل شویم نکند شیطان لعنتی وا شیعیان و شیفتگان قمر بنی هاشم ما همه بندگان خدا از کوچک و بزرگ نکند بین ما و تومولا جدایی بیفتد هر کدامین از شماها وماها حاجاتی حرفی با مولا امشب داریم بگو مولا استغفر الله مولا واسطه بشو بین ماها و خدا بگو تو اقایی تو وقتی نامت می امد به میان پشت دشمن می شکست از ترس اقا از تو می خواهیم جان ان مادرت جان حسینت همه ماها را دعا نمایی. فرج مهدی را از تو و دعایت می خواهیم اقا تو خیلی کرامات داری امکان ندارد فردی دلش بشکند تو دعایش را مستجاب ننمای. بگو با مهدی بگویم زمزمه کن عزیزان خجالت نکشید درددل نمایید. ان باب الحوائج است. ان عزیز را مادرش ام البنین با زمزمه خودش دفنش کرد و خودش به خاک سپرد نکند امشب همه باهم توبه نمایم توبه را بشکنیم تا حاجت گرفتیم هر که بگه گناه کار نیست دروغ حتی پایمان بر روی لانه مورچه ای نرفته است. ایا خدایا مهدی صدای زمزمه ما را متوجه نشود امکان ندارد خدایا تو که صدای با صدای ما اشنایی امشب به ملایکه هایت بگو امین گویند ای خالق یکتا همه را به دستان و مشک عباس ببخش کمک نما هیچ بنده تو در سرا سر جهان اسلام از شیطان که بر انها سجده نکرد پیروی ننمایند امین .
بعد اقا حسین رباب فرمود حسین جان برو علی اصغر نمی تواند شیر بخورد بگو گر ما گناه کاریم نزد شما این طفل بی گناه است سیر ابش نماید وقتی اقا طلب اب برای علی اصغر
نم دحرمله ان کافر سنگ دل تیر سه شعله ای بر ان گلوی علی اصغر که نشانه کرده بو د تیر را روانه کرد اقا حسین دست را زیر گلو نمود و خون را پر دست شده بود به سوی اسمان پاشید ای خدا این هدیه را بر من قبول نما. رود علی اصغرم ارام باش با با خودم تیر را از گلویت در می اورم علی جان چرا خشکیده لبهایت بابا لالا یی چرا بی تابی بابا لالای چرا بر روی دستانم می زنی پر با با لالای چرا ارام نمی گیری با با لالای خموش باش مادرمی شویم نزدیک با با لالای لالای عزیز کوچکم سیر اب شدی با با لالای لای خدایا تو شاهد باش که اصغر بی تاب است عزیز دلم با با علی جان با با لالای لالای بابا حسین دید علی اصغر خاموش و بی صدا شده رباب که صحنه را با اهل بیت در خیمه تماشا می نمودند خدایا در خیمه چه غوغایست بمیرم امشب از خدا بخواهیم که شفاعت دهد اقا عباس و علی اکبر و علی اصغر همه ماها را در قیامت امین .
رود اصغرم لای لای با با نمودت سیر اب لا لای لالای چرا مادر تو ارامی ای بل بل خیمه ها کو خنده های لا ی لای کو گریه هایت لای لای حسین جان اصغرم چرا نمی گرید لای لای هر که با ناز ارام ارام عزیزش را از شیر می گیرد عزیزم من یک دفعه از شیر گرفته شد رودم خوابم نمی گیرد لای لای ارام بخواب لالی لای
حضرت زینب روز عاشورا می فرماید خدایا
به حسن گریه کنم یا به حسین شیر خدا به حسن گریه کنم یا به قهرمان کربلا
به حسن گریه کنم یا به شهید نینوا به حسین گریه کنم یا به غریب کربلا
به حسن گریه کنم یا به عزیزان زهرا به عباس گریه کنم یا به داغ خیمه ها
به علی گریه کنم یا به شهیدان کربلا به حسن گریه کنم یا به علی شیر خدا
به حسن گریه کنم یا به دشت کربلا به حسین گریه کنم یا به غریب کربلا
به علی ااکبر گریه کنم یا قاسم و یا غریب کربلا به حسین گریه کنم یا غیبت غریب کربلا
به حسین گریه کنم یا به شهیدان کربلا به حسن گریه کنم یا به شهیدان نینوا
گوش نماید به اخرین وداع حضرت سید الشهدا با اهلبیت اطهار
چونکه امد در وداع اخرین جانب اهل حرم سلطان دین
اهل بینش گرد او گشتند جمع همچنان پروانه پیرامون شمع
اتشی هر یک بجان افروخته کز شرارش عالمی را سوخته
هم ز تاب تشنگی در التهاب هم ز بیداد عدو در اضطراب
هر یکی با یک جهان سوز گداز از غم دل شمع های می گفت باز
خسرو دین هر یکی را از صواب با بیانی باز می گفت جواب
ار یاری عاشقان را عشق را عشق یار چونکه می گیرد بجان و دل قرار
گر ببینشان زواپای وجود بسته عشق است و یکسره تار و پود
باری ان محو جمال لایزال تا رسد زین راه بر اوج وکمال
خویش را تشنه دیدار دید جان خود را بی قراری یار دید
دید دلبندش به ره بنشسته است سیل اشکش راه او را بسته است
لا جرم از پشت زین امد فرود اشک غم از چهره دختش ز دود
با نوازش طفل را دمساز ساخت تا که راه پا کبازی باز ساخت
در طریق عشقبازی عاشقان ار یاری بگذرند از خانمان
یا حسین ای مظهر ذات صفات ای تو مصباح الهدا فلک نجات
یا حسین همه گریانه توئیم مست و دلبا خته راه توئیم
اگر دنیا همه از یزیدیان پر شود جان مولا ما پشت به سا لار شهیدان نکنیم
یا حضرت مهدی تسلیت تسلیت هر کجا رفتی التماس دعا یاد همه عاشقانت هم باش
و ای عزیزان به یاد سالار شهیدان و ذوالجناح با وفایش یک اسب سفید زیبا امده نمایید و ان را هم از صبح اول وقت عاشورا سیر نمایید تا رم نکند در جمع و اطراف سر و صورتش را قرمز نمایید و یک پارچه مشکی هم اماده نمایید تا بعد ظهر و نماز عاشورا روی نصفه بدنش بیاندازید موهای سرش را کمی پریشان نمایید ودرست اشک برایش نمایید چرا که ذوالجنا ح وقتی از قتلگاه امد چشمانش اشکبار بود.
و اما ای عزیزان هزا ران افرین بر همه شماها در سرا سر جهان حتی در امریکا .افرین بر همه عزا داران حسینی چه زیبا چه نظمی چه سینه و زنجیر زنیهای خوبی و چه شور و عزایی. چه روضه و چه مد احیهای خوبی افرین همه خوب بودید به به با چه ماتم و چه اندوهی و چه ناله و اه گریه ای در همه جای ایران وجهان افرین احسنت انشاء الله شاهد بهتر هم هستیم انشا لله حاجت همه را خدا و امام زمان اقا حسین و علمدارش بدهد. التماس دعا
دعا برای فرج مهدی یادتان نرود بر حق هم دیگر دعا نمایید چهارده هزار صلوات نذر چشمان اقا عباس همه بفرستید صلوات برای شادی روح همه پیامبران وامامان شهیدان و همه پدران و مادران وگذشته گانها صلوات و پنج ختم قران و دوازده هزار زیارت عاشورا نذر چشمان اقا حسین (ع )صلوات.
سلام بر حسین و سلام بر اولاد حسین وسلام بر یاران حسین ع
سلام مهدی جان کاروان اقا حسین جا گیر شده اند عزیزم خیمه ها هم زده شده است خسته نباشی می دانم به یاد ان عزیزان تو هم خیمه پا نموده ای هر کجا رفته ای هر کجا می روی التماس دعا یادی هم از ما کن
به یا د کاروانهای اقا حسین و حضرت زینب
زینب امد شام را یکباره ویران کرد ورفت اهل عالم را ز کام خویش حیران کرد رفت
از زمین کربلا تا کوفه و شام خراب هر کجا بنهاد پا فتح نمایان کرد و رفت
با لسان مرتضی از ماجرای نینوا خطبه های جانسوز اندر کوفه عنوان کرد و رفت
بر فراز نی چوان قران ناطق را بدید با عمل ان بی قرین تفسیر قران کرد ورفت
در دیار شام بر پا کرد از نو انقلاب سنگر اهل ستم را سست بنیان کرد و رفت
خطبه های غرا بیان فرموددر کاخ یزید کاخ استبداد را از ریشه ویران کرد و رفت
شام غرق عیش و عشرت بود هنگام ورود وقت رفتن شام را ویران کرد ورفت
دخت شه را بعد مردن در خرابه جا داد ورفت گنج را در گوشه ویرانه پنهان کرد و رفت
ز اتش دل بر مزار دختر سلطان دین در وداع اخرین شمعی فروزان کرد ورفت
با غم دل چون می شد وارد و نا لا ن کرد و رفت سروه دل خسته را محزون و نا لان کرد و رفت
و جوابش داد ان ان دختر ناز حسین
عمه تو رفتی عمه جان امشب زهجرتو با با افغان می کنم
من پریشانم از هجر شماها و با با جهانی را پریشان می کنم
گر چه من طفلمو لیکن طفل عاشق زاده ام
اقتدا بر باب خود شاه شهیدان می کنم
خشت بالین خاک بسترکنج ویرانم انچه بابم خواست در راه خدا ان می کنم
با یزید دون بگوید از من ویران نشین خانه ظلم تو را با ناله ویران می کنم
هیچ می پرسی چرا شد صورت طفلت کبود
با تو با با درد دل امشب فرا وان می کنم
غم مخور ای پیروان که حق فرمود با عشق حسین
تلخی جان را سهل و اسان می کنم
برای عزا داران عزیز جان می دهم یا حسین
خاک پای عزاداران می شوم یا حسین
بگو یا زینب چادر حضرت زینب را بر سر گذار و هر نیتی داری در دلت بنما و به یاد غمهای زینب حرکت نما به سوی مجلس عزای حسین و برای عرض تسلیت بنشین در کنار حضرت زینب در عزای حسین
بگو بی بی جان با غم و اه و هزاران درد امدم هم دردم با تو ای عزیزم و اگر در مجلسی رفتی که گهواره علی اصغر بود برو کنار گهواره به یاد مادر عزیزش رباب با اشگ و غم بخوان لالالی و گهواره را تکان بده به نیت هر که هر غمی و درد دلی دارد به یاد دل سوخته رباب بگو یا مادر علی اصغر هر که کم کم به ارامی وناز بچه شیر خوارش از شیر می برد بمیریم برای تو که عزیزت را یک لحظه شیر بریدند اگر دلت شکست بگو یا علی اصغر
و به زبان مادرش بگو
گلنازم علی لای لای با نیکانت اتش نزن بر جگرم
بسم الر حمن الرحیم
السلام علیک یا فاطمه الزهرا س
سلام بر حسین و اولاد حسین و ا صحاب حسین و یاران حسین و دوستداران و پیروان و عزاداران حسین
سلام شلمچه عزیزم
در این وبلاگ شلمچه به گوشم
خیمه و حسینیه حضرت زهرا (س )و فرزندانش
این خیمه را به یاد خیمه های دشت کربلا و به یاد غمهای دختر رسول خدا و فرزندانش نام گذاری نموده و امید است که تا زنده هستیم ایام سوگواری سالار شهیدان و علمدارش و اهلبیت بر پا باشد و بعد از ماها بماند یاد گار از ما برای نسلهایمان و همه دوستداران حضرت زهرا (س ) این خیمه وحسینیه متعلق دارد اول به ساحت بقیه الله و به همه دوستداران محرم و حضرت زهرا و فرزندان و پدر و مادر وهمسر شهیدش زیر نظر اقا امام زمان عج و صاحب عزا باز اقا امام زمان عج در این خیمه و حسینیه حضرت زهرا هر که هر چه دوست دارد و هر زبانی و هر رسمی و رسومی و سبکی می تواند در این خیمه وحسینه دلهایمان بگذارد و بفرستد و هیئتها و حسینه ها مسجد های خودتان را هم می توانید نام ببرید
مهدی جان سلام و صلوات ودرود خدا بر شما عزیزم کجایی خوشا به حالت هر کجا هستی و می روی یادی هم از همه ما عزاداران اقا حسین نما مخصوصا کربلا و نجف رفتی قربان ان شال عزایت و چشمان اشکبارت ما هم در غم تو عمه ات زینب غمگین و شریک هستیم مولا جان سری هم به خیمه و حسینه دلهای ما بزن.
و اما شلمچه عزیزم خوشا به حالت بوی حسین در انجا می اید حتما حال و هوای مخصوصی هم خیمه ها و حسینیه ها ومجالسها و مسجد ها میدهد به به فضای شلمچه و شهر های شلمچه را فضای دل انگیزی و زمستانی و همراه سرمای ماتم گرفته به به چه خبر است گویا عزای سالار شهیدان است .خدایا تو را شکر می گویم که درجا ی جای کشور مان و سرا سر جهان اسلام بوی عطر دل انگیز نوای وا حسین و عزای حسین می اید برویم شلمچه و برویم اهواز کنار تربت بهترین یار مهدی علی بن مهزیار ان عزیزی که مهدی بسیار اورا دوست داشت به به چه شور و حال و هوایی دارد صدای یا حسین کنار تربت علی بن مهزیار تا عرش می رسد صدای یا مهدی ادرکنی تا عرش می رسد صدای یا ابالفضل تا کربلا می رسد به به بوی شهیدان شلمچه می اید یا حسین بوی عطرت تمام فضای شلمچه و خوزستان و شهرها را گرفته برویم حسینه پنج تن ال عبا و خیمه ها ومساجد ها و تکیه و خانه ها و همه حسینه ها برویم چه شور و عزایی است صدای حسین حسین تا کربلا می اید صدا وسیما وقت را غنیمت شمار بر تصویر بکش ان همه شور ونوا را افرین بر همه شماها برویم ابادان به به کنار تربت سید عباس و سید محمد و در خانه هایی که شور و عزای حسین است بروی همه مساجدها وهمه حسینیه ها وخیمه های حسین به به فضای شهر را بوی عطر عزای سالار شهیدان گر فته است برویم تک تک شهرها و روستاهای خوزستان و همه شهر های کشور که چه شور وحالی بر پاست سلام بر همه عزاداران اقا حسین مهدی جان در هر مجلسی رفتی التماس دعا این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست این چه شمعی ست که جانها همه پروانه اوست خدایا دلهایمان مالامال عشق حسین است خدایا در این روزی که اقا حسین و اولاد و خواهر ویارانش جا گرفته اند و در مقا بل لشکر حر قرار دارند از تو می خواهیم جان ان لحظه ای که حسین جواب حر فرمودند هیهات من الذلة هر گز من نخواهم تسلیم شد و با تو بیایم برو و بگو حسین در کربلا می ماند دران دشت سوزان قسمت می دهیم فرج مهدی را رسان و هر کجا چه در بیمارستانها و چه در خانه ها هر چه مریض به در گاهت است شفا عنایت فرما به حق غمهای زینب همه مشکلات مردم حل شود هر که هر حاجت خیری خوبی داشته باشد حاجت روا شود و دست همه ما ها را به سوی خودت کوتاه مگردان شفاعت اقا حسین وعلمدار حسین ومادر حسین به همه دوستدارانش عنایت فرما امین .
و اما حرجلوی لشکر اقا حسین را گرفت می خواست که اقا کربلا باشد می خواست اوو یارانش را با خود ببرد اما حسین قبول نکرد وجواب رد داد به دشمن و اما گوش دهیم همان حری که راه را بر حسین بست وقتی حسین را تنها در مقابل هزاران شمشیر دید و خود را دید در حال سقوط و فکر کرد و راهی تا عرش را انتخاب کرد بدنش افتاد به لرزه لشکر که حر را قهرمان لشکر می دانست فکر کرد حر ترسیده اما نه حر از نگاه و حسین چنان منقلب شد و سرا سیمه به جلو امد و زانو زد در برابر پسر زهرا یا حسین من جسارت کردم ایا راهی برای توبه هست اقا حسین فرمودند بله حر توبه کرد و در رکاب مولا حسین شهید شد اری باید از حسین اموخت اخلاص عمل حر راهی پیدا کرد به سوی پرورد گار
و شخصی دیگر به نام زهیر که حاضر نبود حسین را ببیند ان زن بسیار مومن وخوبی و خدا ترسی داشت زهیر با حسین دشمن بود اقا حسین امد در خانه ای
و زهیر هم امد نزدیک ان خانه اقا حسین پیام فرستاد همسر زهیر گفت حسین پیام فرستاده برو زهیر یکی از شخصیتهای کوفه بود نمی خواست حسین را ببیند اما با دعوت کردن حسین و اسرار همسر زهیر، زهیر رفت نزد حسین و همان زهیری که نمی خواست حسین را ببیند امد خانه وهمسر خود را فرستاد با بستگانش کوفه و خود توبه کرد و با حسین در کربلا شهید شد اری راه خود را پیدا کرد و بگویم از همسر زهیر وقتی همسر زهیر خواست از همسرش قبول کند با بستگانش به کوفه رود گفت زهیر من سفارشی دارم روز قیامت نزد اولاد رسول الله سفارش مرا دهی با وجود اینکه قلب زن زهیر با حسین بود چنین گفت
اری این عزا داریهاو سوگواریهابیعت با سالار شهیدان است گوهر های قیمتی است ان همه سوگواریها ای عزیزان سرا سر کشور ایران و جهان قدر این عزاداریها و اشکها و محبت حسین و علمدار حسین را بدانیم امکان ندارد فردی محبت حسین در دل ان باشد بد ببیند و حسین ناامیدش کند.
و اما برویم کربلای عزی ان مکانی که اقا علی (ع )بیست سال قبل وعده ان را داده بود چگونه ان بزرگوار از جنگ صفین بر می گشت در این مکان که نامش کر بلا ست استاد و یاران را گفت و اشک ریخت گفتند علی جان چه شده منقلب شدی فرمودند در این مکان فرزندان من خونشان ریخته می شود و خواهند خفت اه اسمان ناله کن بهر علی و فرزندانش که چه علم خدایی که از قبل با خبر می شوند اه بمیرم برایت علی بمیرم برای خودشهیدت همسر شهیدت و فرزندان شهید و یاران شهیدت خدایا توگواه هستی بر علی و فر زندانش چه گذشت پس حق داریم ما شیعیان علی خون گریه کنیم یا علی از تو باید اموخت اخلاص عمل یا علی چگونه ممکن است که شیعیان تو تورا و فرزندانت را فراموش نماید یا علی کمک نما در سرا سر چهان اسلام پرچم لا اله الاالله محمد رسول الله وعلی ولی الله بر افراشته شود یا علی ما هفته امر به معروف را گرامی می داریم به یاد ان سالار شهیدان که فرمودند من برای ایا کنند امر به معروف ونهی از منکر قیام کردم یا علی ما همه دوستداران خدا و حق و عدالت پیروی از دین مبین اسلام می نمایم همان گونه که تا کنون نموده ایم و نماز را به یاد نماز تو رسول خدا و نماز ظهر عاشورا احترام می گذاریم یا علی قربان ان راز ونیازت با خدا و ان درد دلت با چاه اگر شیعه هر چقدر غم داشته باشد به اندازه یک ثانیه غم تو نخواهد بود یا علی دوستداران اقا حسین مادر حسین همسر عزیز تو و تو فرزندانت را الگو قرار داده و تا قیامت خواهیم داد یا علی اولاد تو در ان شهر کربلا در غریبی و اولاد های دیگرت هر کدام به جای و ما دل خوشیم از اولاد تو که در کشورمان ایران در شهر مشهد ان شاه خراسان ان امام مظلوم وغریب اقا امام رضا چرا غم داریم هر وقت دلمان گرفت کنار تربتهای انها رویم از امام رضا تا قم وامام زادگان دیگر اگر غم داری اگر مشکل داری اگر حاجت داری اگر مریض داری از ته قلب بگو یا امام حسین ویا علمدار حسین ویا امام رضا امروز روز پر غم وخوب با برکتی اقا حسین دارد فکر می کند و مشغولند همراه علمدارش و فرزند خودش و برادرش مشغول بنای خیمه ها هستند می فرماید اولین خیمه را برای خواهر عزیزم زینب زنید تا افتاب بر ان نتابد ای افتاب چرا تابید بر تن بی سر حسین ای افتاب ای خورشید سر حسین مانند تو بود چرا گذاشتی ان گرمی رود اما نور ان خورشید تا قیامت با ان گرمی حسین است بیایم به یاد ان لحظه هایی که خیمه ها را بر پا می کردند در کربلا گوشه گوشه های شهر ها خیمه بر پا نمایم و در خیمه های دلمان در وبلاگها ارزش و احترام نماییم .
بریز ای اشک که زینب غصه دارد غصه دارد به یاد هفتاد و دوتن گریه دارد به یاد شتر ها را اماده نماید وقتی برف و باران و سر ما کم شد در شهر هادر بین مردم عبور نماید چه خوب است یکی از شتر ها را محمل درست نمایید سیاه پوش یعنی محمل زینب است تا زنده شود تاریخ حسین گهواره علی اصغر و حجله قاسم درست نمایید علمهای بلند وقشنگ درست نمایید وسط میدانها گذارید قدیمها چه زیبا درست می کردند و یک طرحی دهم هر حسینه ای در هر مکانی که است روز به روز فعالترش نمایید.
قربان خیمه هایت حسین اگر گهواره بعضی ها بلد نیستند همان گواره کودکانتان را سبز و سیاه پوش روز عاشورا نماید اگر هم ندارید یک مربع شکل با تخته درست نماید و یک تخته ده سانتی عرض و طولش یک متر ان مربعه را با یک حلقه انی اویزان نماید تا خود به خود تاب خورد بیک نیم دایره وصل نماید عرض ان تخته پنجاه سانت باشد دوتا حلقه اهنی یکی طرف راست دیگری طرف چپ گیر نماید به نیم دایره اگر طوری درست شود خود به خود می چرخد هر که بچه ندارد برود کنار گهواره علی اصغر باور نماید سال دیگر با بچه می رود کنارش اما با خلوص نیت و علی اصغر را واسطه قرار دهد
بگذارید خاطر ه ای زیبا از گهواره علی اصغر برایتان بگویم :
یک مرد روضه خوانی بودروزی نزد یک غروب بود در خانه اش نشسته بود صدای درب حیاطش امد رفت در را باز کرد دید مردی سلام کرد گفت بفرما دوستش بود امد و شب شد ان مرد روضه خوان محرم بود مجلس روضه داشت وقتی که مجلس تمام شد گفت اقا تو با من فردا بیا برویم من روضه اقا حسین دارم دوست دارم تو بخوانی به زبان همان محلی که ان مرد گفت می نویسم مرد مهمان یک تفنگ برنو داشت گفت تفنگم را به تو هدیه میدهم و چندین راس گوسفند و چند گونی برنج و گندم تو بیا بامن روضه بخوان مرد روضه خوان اشک در چشمانش سرازیر شد وعرض کرد همه را به حسین بخشیدم با تو می ایم کجا گفت در صحرا هوا برفی بودو سرما دختر اکوچک و خردسال ان روزه خوان هم قلبش با اشک پدر ریخت گفت من هم با تو می ایم پدر. پدر گفت باشد دخترم فردا شد ان مرد برنویش را با چه عشقی بر دوشش گرفت و همراه ان مرد روضه خوان و دختر کوچکش رفتند هر چه می رفتند نمی رسیدند پدر به دخترش گفت با با جان دخترم هر کجاخسته شدی بگو و هر کجا بوته ای دیدی پاهایت را روی ان گذار با وجود اینکه دستش در دست پدر بود با چه عشقی راه می رفت به پدر گفت اگر بوته ها خاری بود تامل کن تابه مقصدبه رسیم به یاد دوطفلان مسلم وحضرت رقیه تامل نما دختر که پدر از قبل داستان انها را برایش گفته بود گریه زیاد کرد پدر ان را در بغل گرفت دخترم ارام باش ان فضای دشت و صحرای طبیعی چه حال وهوای حسینی گرفته بود برفها اب می شدند از داغ لاله ها صحرا پراب می شدند از داغ کربلا ای وای یاد انها تا رسیدند به چادر های در ان صحرای زیبا دیگهای روی اتش میخورد جوش دختر را در چادر ها(خیمه ها) بردند به به چه زیبا بود با وجود اینکه هم رنگ ساده سیاه بوی عطر حسین پیچیده بود همه گرد ان دختر جمع شدند به به گهواره زیبایی رنگا رنگی وسط چادر بود و دختر کنار گهواره را انتخاب کرد اه چه لا لای قشنگی پدر دختر در چادر برادران روضه خواند که تمام جمعیت همه یک صدا گریه بود اقا مهدی می دانم تو ان گریه ها را شنیدی ان دختر خرد سال روضه خوان حالش
منقلب شد خبر به پدرش دادند دخترت دارد بیهوش می شود از گریه پدر گفت اگر خون گریه کند بر علی اصغرحسین کم است خدایا تو شاهد بودی در ان لحظه میان ان زنها و دختران ساد هو قلب پاک چگونه گرد ان دختر روضه خوان جمع شده بودند چه لباسهای محلی قشنگی هم همه پوشیده بودندو پیراهن مشکی روان انداخته بودند و روی لباس دختر لباس محلی زیبای پوشیدند و به قول خودشان که نامش خار بود برای دل خوشی دختر خار روی روسریش زدند چقدر دوستش داشتند که به این کوچکی برای حسین وعلی اصغر اشک می ریزد و خودشان هم چه پای گلی زیبایی می خوانند دختره همه را برای خودش یاد گرفت و چه لا لای محلی قشنگی هم خواندند سفر معنوی به یاد ماندی خوبی بود و بعد هم میان ان زن و دختران خوب ومهربان یک زنی زیبا رو امد کنار ان دختر گفت دختر گل عزیزم دستهایش را بر اشکهای ان دختر خیس کرد و با گریه و بر صورت وچشمانش کشید و به ان دختر با ان لهجه زیبا محلی گفت رود جونی من چندین سال است بچه دار نمی شوم برایم از علی اصغر بخوان تا بچه گیرم بیاید دختر ارام گرفت و همدیگر را در بغل گرفتند دختر با ان قلب ساده وکوچکش گفت اقا ابولفضل اقا حسین تو به علی اصغر بگو تا به خدا بخواند یه بچه قشنگی به این زن دهد زن خوشحال شد گفت خدا تا قیامت دعاهایت را مستجاب نماید وسلامت نسل بر نسلت باشد و اشکهایت را برای حسین خدا نگیرد. خدا شاهد است سال دیگر خدا و کرامات علی اصغر و اقا علمدار حسین وحسین یک پسر قشنگی به ان زن داد اوردش خانه ان روضه خوان گفت باید از خاکستر خانه ات واب دهانت بیمه نمایم و فرزندش را علی اصغر گذاشت تا شش سالش شد خبر داشت ان دختر کوچک بعد ها دیگر ندیدش ان خانواده را ندید شاید پدر دیگر نگذاشت شاید هم از ان مکان کوچ کردند اگر بزرگ شده و اکنون دنیا پشرفت کرده این را بخواند خوشحال می شود کاش می دانست که همان یکی گیرش امد یا بیشتر به یاد سالار شهیدان صلوات چون هوا برفی است خاطره ای برفی برایتان گفتم و معجزه اقا حسین و فرزندانش تا نا امید نشوید به در گاه خدا برای شادی روح ان روضه خوان هم صلوات و نا گفته نماند روضه هم خواند بعد به خانه انها را با شتر اوردند به خانه در راه دختر از شتر می تر سید پدرش گفت به دختر دخترم دارد روی شتر قدش بلند می شود به به از بالا که بلند شده چه قشنگ برفها را می بیند برای بچه تا لذت ببرید نوشتم کوچکهای گلم اما دختر ان پیاده روی را بیشتر لذت برد چرا به یاد حضرت ان ر قیه کوچک و دوطفلان راه می رفت و عشق اقا حسین و علمدارش
با پدر ومادرانتان به عزای حسین روید تا شود خاطره برایتان برای شادی روح حضرت زهرا و فرزندانش و همه امامان وشهیدان و گذشته گانها صلوات وختم قران و روضه یک یا چند بچه را هم می شود نذر چندین امام کرد ای عزیزان همه برای عرض تسلیت به حضرت زینب س به عزا داری اقا حسین با معرفت حضرت زینب رویم هر کجا رفتید برای هم دیگر دعا نمایم التماس دعا اول فرج مهدی و سلامتی مهدی وسلامتی مهدی بعد به هم دعا نماییم انشالله صلوات و به امید روزی که ریاست محترم جمهوری دستور دهد همه چادر نشیان کشور نزدیک دشت وبیا بان و نزدیک روستا یا شهر برایشان خانه زنند هم در سرد سیر و هم در گذر مسیر تا موقع کوچ اشیانه غیر از چادر داشته باشند انشا لله این خاطره سبب شود خانه برای انها
به نام خدا.در سال پیامبر اعظم (ص) و همزمان با آغاز امامت و ولایت حضرت امام مهدی عج این سایت اطلاع رسانی و خبری اینجا شلمچه است به گوشم! که به یاد و خاطره شهدای شلمچه و دهلاویه و سایر شهدای دفاع مقدس ایجاد گردیده به پیشگاه مقدس آقا امام زمان عج و مقام معظم رهبری و همه عاشقان ثارالله و ارواح طیبه شهدای شلمچه .فکه .دهلاویه. هویزه . و سایر شهدای دفاع مقدس تقدیم می گردد.
© All Rights Reserved to shalamchehnews.Blogfa.com / Theme by: iTheme